طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٤٢١ - الرابع بهاء الدين طغرل (السلطاني) المعزي
خبر فتح بهكر رسيد، ملك ناصر الدين خود را در آب سند غرق كرد، و مدت حيات او منقرض گشت، و مدت ملك او در زمين سند واچه و ملتان بيست دو سال بود. الرابع بهاء الدين طغرل (السلطاني) المعزي [١]
ملك بهاء الدين طغرل نيكو سيرت (بود) بغايت منصف و غريب نواز، و بتواضع
آراسته، و او از بندگان قديم عهد سلطان غازي معز الدين [و الدنيا] بود، و
او را به تربيت بزرگ گردانيده بود، و حصار تهنكر كه ولايت بهيانه [٢]
بود، بدان راي مضاف بوده است، چون فتح كرد بد و تفويض فرمود، او آن بلاد را
معمور گردانيد، و از اطراف هندوستان و خراسان تجار و معارف روي بدو نهادند
جمله را خانه و اسباب (مي) بخشيد، و ملك ايشان ميگردانيد تا بدين سبب
نزديك او ساكن ميشدند، چون سكونت قلعه تهنكر [٣] او را و حشم او را
موافق نيامد، در ولايت بهيانه، شهر [٤] سلطان كوت بنا كرد، و اندران جا
سكونت ساخت، و بطرف كاليور [٥] مدام سوار ميفرستاد، و بعد از آنچه سلطان
غازي از بالاي حصار كاليور بازگشت، او را فرمود: كه اين قلعه ترا مسلم
ميبايد كرد.
بدين اشارت بهاء الدين طغرل، فوجي از حشم خود بپاي قلعه
كاليور ساكن كرد، و بنزديك قلعه بر دو [٦] فرسنگي حصار بنا كرد، تا سوار
مسلمانان شب آنجا باشند، و هر روز بپاي قلعه ميتازند.
مدت يك سال برين
قرار بودند، چون كار بر اهل [قلعه] كاليور تنگ شد به نزديك سلطان قطب الدين
رسل فرستادند، و قلعه بسلطان قطب الدين دادند و ميان ملك بهاء الدين طغرل و
سلطان اندك (مايه) غباري بود، و ملك بهاء الدين طغرل بس نيكو اعتقاد بود، و
از وي در ديار بهيانه آثار خير بسيار ماند و درگذشت و برحمت حق پيوست.
رحمة اللّه عليهم.
[١] راورتي: ملك بهاء الدين طغرل المعزي السلطاني
[٢] اصل: و حصار ستيكر كه ولايت بهتانه بود بوي مضاف. پ: بتهانه، بهيانه. در ٥٠ ميلي جنوب غربي آگره واقع است (ايليوت ٢: ٣٠١).
[٣] اصل: تهنكير. مط: تهنكر. راورتي: تهنكير. كه اكنون قلعهئي بنام تهنگر هدر ١٥ ميلي جنوب بيانه موجود است (كتاب راههاي هند، ص ١٩ تأليف سيلي)
[٤] اصل: بهتانه. مط: بهيانه، شهر سلطانكوت. در يكي از نسخ خطي: سيالكوت. راورتي: بهيانه شهر سلطانكوت.
[٥] مط:
كاليوان. راورتي: گواليار.
[٦] اصل: قلعه ميبرد و فرسنگي.