طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٣١ - الطبقه الخامسه من الكتاب منه ذكر طبقات ملوك العجم الي ظهور الاسلام
و هم خمس طبقات الطبقة الاولي الباستانيه- الطبقة الثانية الكيانية-
الطبقة الثالثة الاشكانيه الطبقة الرابعه الساسانيه- الطبقة الخامسة
الأكاسرة الحمد للّه الذي بدء خلق الانسان من طين، ثم جعل نسله من سلالة من
ماء مهين. و الشكر لمن انشأ من نفس واحدة و خلق منها زوجها [١] و بث
منهما رجالا كثيرا و نساء و الصلاة علي من انباء آخر الرسل انباء [٢]. و
السلام علي آله و اصحابه اكراما و اعلاما.
اما بعد: چنين گويد بنده
ضعيف رباني، منهاج سراج جوزجاني [٣] كه طبقات ملوك عجم (نزد) ارباب
تواريخ و اصحاب الكتاب پنج طبقه است: اول را طبقه باستانيه و دوم را كيانيه
و سيم را اشكانيه، و چهارم را ساسانيه، و پنجم را اكاسره (گويند) [٤]
چنانچه به شرح و تفصيل خواهد افتاد، و در تواريخ عجم كه شاهنامه فردوسي از
آنجا نقل كرده است بسيار است، و قول آتشپرستان از ره صدق و صواب بعيد است و
آنچه حق است و بي غبار شبهه است، بر نهج مقرر موعود آورده خواهد شد. انشاء
اللّه تعالي بدانكه [٥] حضرت عزت، آدم صفي را از حواء عليها [٦]
السلام، بيست بطن فرزند داد، در هر بطني يك پسر و يك دختر چنانچه گفته شده
است. چون قابيل هابيل را بكشت، شيث را عوض هابيل بيك بطن به آدم بخشيد،
چنانچه معني شيث هبة اللّه باشد، و آدم او را وصي كرد، و بعد آدم بدو وحي
آمد، فرماندهي فرزندان آدم او را بود، و بقول فارسيان كيومرث بن آدم را
بود، و بقول اسلاميان بعد از شيث انوش بن شيث را بود، و در عهد انوش يكي از
فرزندان آدم، كه او را نبطي خوانند، و او و فرزندان او بكوه حرمون رفتند و
بعبادت مشغول شدند، بر اميد بهشت [٧] كه صفت آن از آدم عليه السّلام
بسيار ميشنيد و اين نبطي و فرزندان او ديگر فرزندان آدم را بعبادت و عزلت
از خلق دعوت كردند، و جمعي با ايشان موافقت نمودند. و بروايت
[١] اصل: و زوجها
[٢]: اصل انبياء
[٣] اصل: جورجاني
[٤] كلمات نزد و گويند، كه در قوسين است در اصل نبود براي تتميم عبارت افزوده شد
[٥] اصل: وانكه
[٦] اصل: عليه
[٧] اصل: شدند تراحيل كه صفت آن از پ، مانند متن.