طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٤٨٤ - السنة السادسه، سنه تسع و اربعين و ستمائة
بخراسان، از دهلي روان شد، بخطه هانسي چون وصول بود، بحكم فرمان عالي خان اعظم و خاقان معظم، ديه انعام او در ضبط آورده شد، و بطرف ملتان بر راه ابوهر [١] اتفاق (ملاقات) افتاد. السنة الخامسه [٢]، سنه ثمان و اربعين و ستمائة
ملاقات شيرخان بر لب آب بياه [٣]، روز يكشنبه يازدهم ماه صفر سنه
ثمان و اربعين و ستمائة حاصل شد، و از آنجا بطرف ملتان رفته آمد روز
چهارشنبه ششم ماه ربيع الاول سنه ثمان [و اربعين و ستمائة] بملتان وصول بود
[٤].
ملك عز الدين كشلوخان [٥] پيش از احبه بگرفتن ملتان همين
روز رسيد اتفاق ملاقات او بود، تا بيست و ششم ماه ربيع الاخر، آنجا مقام
افتاد، و فتح ملتان كه در دست خدم شيرخان بود ميسر نشد. داعي بحضرت باز
آمد، و ملك عز الدين بلبن بطرف اچه رفت. داعي از راه قلعه مروت [٦] به
سرستي و هانسي بحضرت باز آمد، بيست و دوم ماه جمادي الاولي [٧]، سنه
ثمان و اربعين بحضرت رسيد، و در شوال همين سال اختيار الدين كربز [٨]،
از ملتان كفار مغل (را) بسي اسير كرد و بحضرت فرستاد، و (به) شهر دهلي
بدولت ناصري آذين [٩] بستند.
و درين سال روز جمعه هفدهم ماه ذي الحجه
[١٠]، قاضي جلال الدين كاشاني [١١] زندگاني به بندگان دولت اعلي
پادشاه عالم داد (رحمة اللّه عليه).
ملك عز الدين [كشلوخان] بلبن [١٢] به ناگور تمرد آغاز نهاد، درين سال رايات اعلي بر سمت ناگور رفت، او بخدمت پيش آمد، و رايات اعلي بازگشت، و بعد از ان شيرخان از ملتان عزيمت اچه كرد، ملك عز الدين بلبن
[١] بقول ابن بطوطه از ملتان بطرف دهلي اولين شهركي بود.
[٢] اصل: الخامس
[٣] راورتي: ملاقات شيرخان سنقر بر لب آب بياه (يا آب سنده و بياه).
[٤] مط: افتاد.
[٥] متن مط: لشكر خان بلبن از اچه بگرفتن ... حاشيه مط: لشكر خان. راورتي: ملك عز الدين بلبن كشلوخان همين روز از اچه بملتان رسيد. پ: لنگرخان.
[٦] مروت اكنون در ضلع خير پور بهاولپور پنجاب بعرض ٢٩ درجه ٥ دقيقه شمالي و طول ٧٠ درجه ٤٠ دقيقه شرقي بفاصله ٦٠ ميلي شرق شهر بهاولپور واقع است و راه ملتان و دهلي از طرف سرستي از ان ميگذشت.
[٧] راورتي: جمادي الاخري
[٨] مط: گريز. راورتي: كريز. پ: كوتر
[٩] مط: آئين
[١٠] مط: ذي القعده
[١١] راورتي: كاساني
[١٢] راورتي: ملك عز الدين كشلوخان.