طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٣٦ - السادس ضحاك تازي
صد سال ديگر گريخته ميگشت تا او را بگرفت و پاره پاره كرد. تؤتي الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء [١]. الخامس بيوراسپ [٢] كافر
اصحاب تواريخ چنين روايت كنند: آوردهاند كه بيوراسپ كافر، از جانب مشرق بيرون آمد و مملكت جمشيد بگرفت و خزاين او برداشت، و جمشيد را بفرمود، تا دو نيمه كردند، و تمام دنيا در ضبط آورد، و بتپرستي آشكارا كرد همه دنيا بتپرست شدند، حق تعالي نوح را به نزديك بيوراسپ و قوم او فرستاد، نهصد و پنجاه سال ايشان را دعوت بعبادت خداي تعالي كرد، هشتاد كس بيش ايمان نياوردند، پس طوفان فرستاد، بفرمان خداي تعالي بيوراسپ و تمام خلق و مملكت او غرق شدند. و مدت ملك او يك هزار سال بود و اين روايت از تاريخ طبري نقل افتاد. و محمد جرير طبري چنين ميگويد: كه اين بيوراسپ پيش از طوفان بود، و ضحاك تازي بعده.
السادس ضحاك تازيظالم و متمرد و ساحر بود، اصحاب تواريخ چنين آوردهاند كه پدر هوشنگ پيش
داد را پسري بود مارلو نام او، و او پدر همه عرب بود، و ايشان را تازي از
براي آن گويند، و او را پسر آمد رنكنا نام، و او را پسري آمد ارونداسپ نام
كرد، اين ارونداسپ پدر ضحاك بود، ملك عرب بود، عادل و گزيده اخلاق و نيكو
سيرت. ابليس پسر او ضحاك را وسوسه كرد، تا بر گذر پدر چاهي حفر كرد،
ارونداسپ در آن چاه افتاد هلاك شد، ضحاك پادشاه شد. و بروايت تاريخ مقدسي،
نام او بيوراسپ بن طرح بن كابه بن نوح بود [٣].
بروايت تاريخ طبري از
فرزندان سام بن نوح بود، و بعد از طوفان هزار سال بود [٤] تا ضحاك ساحر
بيرون آمد، و همه جهان بگرفت، و او را از دهاك گويند. يعني بلا ازو ظاهر
شد، و جمله طلسمات در جهان پيدا كرده او بود و بر سرهاء كتف او دو پاره
گوشت ظاهر شده بود، چنانچه دو مار به خلق [٥]
[١] قرآن، آل عمران ٢٦
[٢] اصل: بپوراسپ
[٣] نامهاي اجداد ضحاك عينا نقل افتاد، براي شرح آن (ر: ٣).
[٤] اصل: نبود
[٥] اصل: بحلق. پ: مانند متن.