طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٣٣٤ - التاسع ابو السلاطين ملك عز الدين الحسين بن الحسن نور اللّه مراقدهم
و تا به آخر عهد سلاطين غور و انقراض دولت شنسبانيان هيچ پادشاه [١] بعمارت آن كوشك (و اسباب و حوالي آن موضع) مشغول نگشت [٢]. مگر امير خرنك كه در ان حوالي آب تنگ بود، و آن حدود او را منقاد بودند. چون ملك قطب الدين حسن برحمت حق پيوست، پسر او (عز الدين) حسين بتخت نشست [٣] (و اللّه اعلم). التاسع ابو السلاطين ملك عز الدين الحسين بن الحسن [٤] نور اللّه مراقدهم
اولاد ملك عز الدين [٥]: ملك شهاب الدين محمد (خرنك) ملك (مادين) و
غور [٦] ملك فخر الدين مسعود امير باميان و طخارستان. سلطان علاء الدين
حسين [٧] پادشاه غور و غزنين و باميان. سلطان سيف الدين سوري پادشاه غور
و غزنين. سلطان بهاء الدين سام پادشاه غور [٨]. ملك الجبال قطب الدين
محمد امير غور و فيروز كوه. ملك شجاع الدين امير خراسان [٩] و غور.
ملك
عز الدين (حسين) پادشاه نيكو عهد و خوبروي و نيكو اعتقاد بود بهمه اوصاف
گزيده موصوف [بود] و بهمه اخلاق پسنديده معروف. ملك [١٠] غور و بلاد
جبال در عهد امارت او معمور، و خلايق و ساكنان (آن) ديار آسوده، در ظل امن و
حمايت امان، و علما و زهاد [و عباد] و ساير رعايا را هر يك فرا خور حال او
مقاصد بحصول موصول [١١] بود، و حق تعالي ببركت اعتقاد و حسن سيرت او را
هفت پسر داد، كه ذكر سلطنت و مملكت ايشان در هفت اقليم منتشر گشت، و
ازيشان چهار پسر به سلطنت و تخت جهانداري برسيدند و از ايشان فرزندان
نامدار در جهان شهريار گشتند [١٢].
[١] مط: پادشاهي
[٢] مط: آن موضع اجازت نداد.
[٣] مط: بجاي او بنشست.
[٤] مط: التاسع ملك عز الدين الحسين بن الحسن ابو السلاطين
[٥] اين كلمات در اصل نيست، در مط در حاشيه اسماي اولادش را نوشتهاند. در ترجمه راورتي در آخر مبحث است
[٦] راورتي: مادين غور، اما خرنك در اصل گاهي به جاي حطي و گاهي به خ منقوط است. راورتي:
خرنك مط: حرنك.
[٧] در دو نسخه راورتي: علاء الدين سام
[٨] راورتي: غور و فيروزكوه
[٩] مط:
امير حرماس (خراسان). راورتي: جرماس، حرماس، برماس
[١٠] مط: ممالك
[١١] مط: بحصول پيوسته
[١٢] بعد از كلمه گشت از مط و راورتي تصحيح شد. در اصل: اين عبارات در بين نامهاي فرزندان مكرر است.