طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٧٤ - الطبقة السادسه التبابعه ملوك اليمن
الحمد للّه عالم السر و العلن، مقلب الايام و الزمن، و الصلاة علي محمد
المبعوث بالحق كاسر الاصنام و الوثن [٢]، و السلام علي آله و اصحابه
الانصار و المهاجرين الي اللّه من الوطن، سادة العرب و الشام و اليمن. و
سلم تسليما كثيرا.
اما بعد چنين گويد: عبد الراجئ لطف رباني، عثمان محمد
منهاج الجوزجاني عصمه اللّه تعالي عن الجاني: كه ذكر اين طبقه از تاريخ
مقدسي و تاريخ طبري نقل افتاد بر سبيل ايجاز و اختصار.
مقدسي چنين روايت
ميكند: بعد از آنچه تكه [٣] قحطان بن عامر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن
نوح به يمن فرود آمد، يعرب قحطان پادشاه شد، و اين يعرب اول كس بود [٤]، كه لغت عرب گفت، و اشتقاق زبان عرب از اسم او شد، و بعد ازو در تاريخ
معلوم نيست كه پادشاه كه شد؟
آنگاه يكي ازيشان فرع بن مهنيب بن ايمن [٥] از فرزندان هميسع بن حمير در زمان ضحاك، عمالقه را از ديار يمن بيرون
كرد، و داماد افريدون شد و هم ازيشان پادشاه شد: شمر ذي الجناح [٦]. و
هم دران عهد مهتر موسي عليه السّلام بيرون آمد، و ملك عجم منوچهر بود، و هم
ازيشان سمرسهنص [٧] پادشاه شد، و هم ازيشان ذو يصرع [٨] پادشاه شد، و
هم ازيشان دو مرايح [٩] پادشاه شد. في الجمله پانزده مرد ازيشان در
سالهاء بسيار پادشاه يمن بودند، تا عهد به حارث رايش شد، كه اول تبابعه يمن
بودند. و اللّه اعلم و السلام.
[١] اصل: تبايعه، ولي تبابعه جمع تبع است كه بقول سهيلي بمعني ملك متبع است زمخشري گويد:
قيل لملوك اليمن التبابعة، لانهم يتبعون (ابن خلدون ٢: ٥٠)
[٢] اصل: و الشمس.
[٣] كذا، ابن فقيه ٣٣: يقطن بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح به يمن فرود آمد، راورتي:
قحطان بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح.
[٤] بود در اصل نيست از (پ) گرفته شد
[٥] كذا، مجمل ص ١٥٣: شمسو بن الاملوك عماليق را از يمن راند، حمزه: شمر بن الاملوك.
ابن خلدون (٢: ٥١): عريب بن زهيرا بن ابين بن الهميسع ....
[٦] اصل: دي الجناح
[٧] كذا؟
[٨] طبري: ذو شرح. مجمل: ذو سرح، يا ذو الصرح ابن خلدون.
[٩] كذا در اصل وپ.