طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٨٤ - الحسين بن علي رضي اللّه عنه
ماه ربيع الاول، سنه خمسين، بدار بقا رحلت كرد، و مدت عمر او چهل و هفت سال بود، و اللّه اعلم بالصواب. الحسين بن علي رضي اللّه عنه
كنيت او ابو عبد اللّه بود، و امه، ام اخيه [١]، و او از حسن بده ماه و بيست روز خرد [٢] تر بود، و او را چهار فرزند بود علي اكبر، و علي اصغر، و فاطمه، و سكينه و اولاد حسين رضي اللّه عنهم .... [٣] چون معاويه به شام رفت در گذشت، و والي مدينه وليد بن عتبه بن ابي سفيان بود، و والي عراق عبيد اللّه [٤] بن زياد، و مروان حكم مر وليد را گفت: از حسين علي و عبد اللّه زبير به جهت امارت يزيد بيعت بستان! اگر بيعت نكنند، ايشان را بكش هر دو را طلب كرد و بيعت خواست هر دو گفتند: بامداد بينديشيم از آنجا بيرون آمدند و مخفي شدند، چون خبر بكوفه رسيد كه حسين رضي اللّه عنه در بيعت نيامد، يك شتر و نامه بطلب او فرستادند، حسين روي بكوفه نهاد و مسلم بن عقيل را كه پسر عم او بود پيش فرستاد تا بيعت اهل كوفه بستاند، خبر به عبيد اللّه [٥] زياد رسيد. روي به كوفه نهاد و شب در كوفه آمد، و شيعه حسين با او مقابله آغاز نهادند، در قصر امارت رفت. چون شب شد خلق متفرق شد، مسلم عقيل را ناگاه بگرفت و شهيدش كرد، خبر به حسين رسيد، از راه بازگشت، بطرف مدينه، چون بزمين كربلا رسيد، بموضع كه آنرا غاضريه [٦] گويند آنجا منزل كرد، و آن روز پنجشنبه بود، دوم ماه محرم، سنه احدي و ستين. روز آدينه عمر سعد وقاص با چهار هزار سوار بدو رسيد، و تا آدينه ديگر جنگ ميان ايشان قايم شد، و درين مدت آب را از اهل بيت رسول باز گرفته بودند، و با حسين رضي اللّه عنه، نوزده تن از اهل بيت مصطفي عليه السّلام بودند. روز آدينه دهم محرم سنه احد و ستين شهادت يافت، با هفت تن از فرزندان علي رضي اللّه عنه، و سه تن از فرزندان حسين، و از ياران او هشتاد تن را شهيد كردند، و علي اصغر پسر حسين را زنده گذاشتند كه خورد بود و رنجور. حسين را رضي اللّه عنه
[١] اصل: ام اخبه.
[٢] باملاي كنوني: خورد.
[٣] اين جمله مقطوع است شايد عبارتي از بين افتاده باشد
[ (٤، ٥)] اصل: عبد اللّه، جمهور: عبيد
[٦] اصل: عاضربه از روي مجمل (ص ٢٩٨): عاضريه.