طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٩٧ - الثامن عمر بن عبد العزيز
صحابه بود بكشت، خواب از وي برفت، بدان علت بعد از چهل روز بمرد و اين حجاج صد و بيست هزار كس را از اشراف خلق كشته بود، و راي حربها، و وليد مسجد جامع دمشق بنا كرد، و در عهد او از بلاد روم و اندلس و ديگر قلاع، و از هندوستان تا بلاد ملتان و منصوريه فتح شد، و مدت امارت او نه سال و هفت ماه بود، و فوت او در جمادي الاخري سنه ست و تسعين بود و اللّه اعلم بحقايق الامور. السابع سليمان بن عبد الملك
سليمان بن عبد الملك، كنيت او ابو ايوب بود، مرد نيكو روي و فصيح و سپيد پوست و خوب روي. افتتاح و اختتام دولت او بخير بود، رد مظالم كرد و عمر عبد العزيز را ولي عهد كرد، يزيد بن مهلب [١] را ولايت خراسان داد، و در عهد او بلاد گرگان را فتح كرد و مسلمه برادر او قسطنطنيه فتح كرد، و سليمان زندانهاي حجاج را خراب كرد، ازو آثار خير بسيار ماند و ولادت او سنه اربع و خمسين بود، ولايت او دو سال و هشت ماه بود و وفات او روز جمعه دهم ماه صفر سنه تسع و تسعين بود، و مدت عمر او چهل و پنج سال بود، عليه الرحمه، و السلام علي من اتبع الهدي.
الثامن عمر بن عبد العزيزعمر بن عبد العزيز بن مروان بن الحكم، مادر او ام عاصم بنت عاصم [٢] بن عمر بن الخطاب، و كنيت او ابو حفص [٣] بود، و او را برادر بود اصح [٤] نام، و او كتب اوايل خوانده بود و علم حوادث نيكو دانستي. روزي اسپي بر پيشاني عمر زخمي بزد بشكست، چون برادر او اضح [٤] او را بديد گفت: اللّه اكبر هذا اشج بني اميه الذي يملأ الارض عدلا [٥]. و در كتاب دانيال پيغامبر نام او اشج [٦] بود، و عمر مردي خوب سيرت و عاقل عادل، و منصف و با خير بود، و احوال
[١] اصل: بن مهذب الكامل: مهلب
[٢] اصل. مادر او علمم بنت عمر. از الكامل و سيوطي و غيره. اصلاح شد
[٣] اصل: ابو خفص
[٤] كذا، ولي چند سطر بعد اضح آمده و در (پ) اصيح و سبع است.
[٥] عربيه درست نيست
[٦] در اصل لا يقرأ و درپ شيخ است، الكامل و مجمل و سيوطي و ابن خلدون: اشج. در ابجد التاريخ گويد:
اخرج الترمذي في تاريخه كان عمر بن الخطاب يقول: من ولدي رجل بوجهه شجة يملأ. الارض عدلا و صدق ذلك بعمر بن عبد العزيز.