طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٤٨٦ - السنة الثامنه سنه احدي و خمسين و ستمائة
و خان معظم الغ خان [١] اعظم در ان سفر آثار جلادت و شهامت بسيار نمود و غنايم و برده، بدست حشم اسلام افتاد (و بسلامت و عصمت رايات اعلي به حضرت باز آمد) [نصرهم اللّه و الصلاة علي محمد خير البريه]. السنة السابعه [٢]، سنه خمسين و ستمائة
رايات اعلي بسلامت و غنيمت، بحضرت دهلي، روز دوشنبه بيست و سيوم ماه ربيع الاول سنه خمسين و ستمائة باز آمد. بعد از ان با بخت فرخنده و دولت فزاينده [٣] هفت ماه در دار الملك جلالي مقام افتاد، و درين مدت به انتشار احسان و اقامت مراسم عدل مشغول گشت، و روز [٤] دوشنبه بيست و دوم ماه شوال همين سال [٥]، رايات اعلي بر سمت لوهور و غزنين [٦] از راه اچه و ملتان نهضت فرمود، و در وقت وداع، از حدود كيتهل [٧]، داعي دولت را تشريف خاص (اسپ) با ساخت زر با (تمام) ستام و زين به ارزاني داشت، و درين سفر، جمله ملوك و خانان اطراف در خدمت ركاب اعلي جمع شدند، قتلغ خان از ولايت بهيانه [٨] و كشلوخان [٩] عز الدين [بلبن] از بداون با حشمهاي خود در موافقت رايات [اعلي] همايون تا حد بياه برفتند، و عماد الدين ريحان در خفيه مزاج سلطان و ملوك، با الغ خان [١] اعظم متغير گردانيد (و مزاج ديگر كرد) عفي اللّه عنهم.
السنة الثامنه [١٠] سنه احدي و خمسين و ستمائةچون سال نو شد، روز [١١] شنبه غره ماه محرم، سنه احدي و خمسين و ستمائة الغ خان [١] را فرمان [١٢] شد تا بسر اقطاع خود، بطرف سوانك و هانسي برود چون خان معظم بحكم فرمان بطرف هانسي رفت، رايات اعلي، در اوايل ربيع الاول
[١] اصل: الوخان
[٢] اصل: السابع
[٣] مط و راورتي: افزايند.
[٤] اصل: اقامت مرامم مراثم عدل مشغول گشت هر دو روز.
[٥] مط: شوال سنه خمسين و ستمائة. راورتي: مانند متن.
[٦] در اصل و مط و پ و ايليوت چنين است. راورتي غزنين را در اين جا بيمورد ميداند
[٧] يكي از ماخذ مط و پ: گنگ. مط و راورتي: كيتهل كه در صوبه دهلي در سهرند واقع بود (آئين اكبري)
[٨] مط: بيانه
[٩] متن مط: لشكرخان. حاشيه: كشكوخان. پ: لنگرخان
[١٠] اصل:
الثامن
[١١] اصل: نوشد سنه غره. مط: مانند متن. در يكي از نسخ مط: سه شنبه. راورتي: سه شنبه
[١٢] مط: فرمان داد.