طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٤٨٢ - السنة الثالثة سنه ست (و) اربعين و ستمائة
او را بدست آورد، و غنايم بسيار بگرفت، از يك جنس اسپ يك هزار و پانصد سر، بدست حشم اسلام افتاد، و ديگر غنايم را بدين قياس ميبايد كرد. چون بخدمت درگاه پيوست، همگنان بدان فتوح شاديها كردند.
رايات اعلي، روز پنجشنبه يازدهم ماه ذي الحجه [١] سنه خمس، از ان بلاد مراجعت فرمود، و درين سفر ملك جلال الدين مسعود شاه، كه مقطع قنوج بود، و برادر سلطان (به سعادت) خدمت درگاه پيوست، و دست بوس اعلي (اعلاه اللّه) دريافت و بازگشت و لشكر اسلام و رايات همايون منزل بمنزل بدار الملك [٢] جلال آمد. السنة الثالثة سنه ست (و) اربعين و ستمائة
روز چهارشنبه بيست و چهارم ماه محرم سنه ست و اربعين و ستمائة بدار الملك جلال دهلي باز آمد، و شهر را آذين [٣] بستند، و بدولت و سلطنت بمقر پادشاهي بنشست، و ملك جلال الدين چون خدمت سلطان دريافت اقطاع سنبهل [٤] و بداون او را شد و ناگاه خوف و هراس بدو راه يافت، از سنبل بر سمت كوه سنتور [٥] برفت، و سلطان معظم مدت هفت ماه در حضرت (دهلي) مقام فرمود، تا ششم ماه شعبان سنه ست، رايات اعلي از دهلي بيرون آمد، و بر سمت [و] اطراف جبال و صحاري غزوها فرمود، و امرا را باطراف نامزد كرد و بحضرت بازگشت. و درين سفر دور ترا اتفاق نيفتاد و روز چهار شنبه نهم ماه ذي القعده بحضرت باز آمد، و لشكرها، اسلام، بر سمت كوهپايه رتنپور [٦] برفت، و درين لشكر و مقام حضرت دو حالت [٧] ظاهر شد: اول آنچه قاضي عماد الدين شفورقاني [٨] متهم شد [٩] روز جمعه نهم ماه ذي الحجه در قصر سپيد از قضا معزول شد، و از شهر بحكم فرمان در بداون [١٠] رفت. و ملك بهاء الدين ايبك خواجه در حوالي حصار
[١] كذا في الاصل. مط: ١١ ماه ذي القعده. راورتي: ١٢ ذي حجه ٦٢٥ ه.
[٢] مط:
بر سمت دار الملك
[٣] مط: آئين
[٤] مط: سنبل
[٥] مط: از سنبل و بداون بحضرت پيوست و سلطان .. راورتي: از سنبل و بداون بر سمت لاهور رفت از راه سهو. پ: بر سمت كوهپايه و سهو رفت.
[٦] مط: كوهپايه رانه و تن پور. راورتي: كوهپايه ميوات و ورنتهپور. ايليوت: رن تمبهور
[٧] مط:
دو حادثه
[٨] مط و اصل: شقورقاني. راورتي: شفورقاني يا شبورقاني، كه دو صورت آخرين درست است، چنانچه گذشت
[٩] مط: شده بود
[١٠] مط: فرمان بطرف بداون روان شد، روز دوشنبه دوازدهم ماه ذي الحجه بسعي عماد الدين ريحان شهادت يافت و ملك.