طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٢١٠ - السابع عبد الملك نوح
بيرون آوردند، و بر در سراي امارت، دو سر درخت سپيدار بلند بود فرو كشيدند و هر دو پاي مبارك او بر شاخ آن درخت بستند و بگذاشت تا درخت سر بالا بر دو آن بزرگ بدو پاره شد. و اين حادثه در سنه خمس و ثلاثين و ثلثمائه بود و امير نوح نصر در شهور سنه ثلاث و اربعين و ثلث مائه برحمت حق پيوست و او را امير عميد لقب شد. السابع عبد الملك نوح
چون امير نوح بن نصر برحمت حق پيوست، جمله امراء و سپاه كشان بر بيعت پسر او ابو الفوارس عبد الملك بن نوح اتفاق كردند، و او را بر تخت بنشاندند. و وزارت ابو منصور محمد بن عزير [١] را داد و لشكر كش ابو سعيد بكر بن مالك [٢] فرغاني شد. و امير عبد الملك مصالح ملك بر قاعده انصاف تمام آنچه قلم كشنده ميبايست نوشته كرد [٣] (اساس نهاد، و در اكناف مملكت آنجا كه ملوك طوايف بود، و اليان برگماشت، و با ابو الحسن بويه صلح كرد) بر دويست هزار دينار زر ركني [٤]، و اين صلح بفرمان امير عبد الملك، ابو سعيد بكر بن مالك [٥] الفرغاني كرد، كه قايد [٦] لشكر او بود. اما او را به ديلمان و آل بويه متهم كردند و بكشت و وزير را مقيد فرمود و بعد از آن بكشت، كه هر دو را به دعوت قرامطه ميل افتاده بود، و لشكركشي حواله البتگين حاجب شد، تا در شهور سنه خمسين [٧] و ثلث مائه امير عبد الملك در ميدان بوقت نماز شام از اسپ خطا كرد، و برحمت حق تعالي پيوست و مدت ملك او هفت سال و چيزي بود.
[١] اصل: عزيز راورتي: ابو منصور محمد بن العزيز. گرديزي و تركستان بارتولد ص ٢٤ وپ: عزيز
[٢] اصل: لشكركش او سعيد بن الملك. اما گرديزي (ص ٣٠) و الكامل مانند متن است، و درين كتاب نيز چند سطر بعد ابو سعيد آمده.
[٣] پ: قلم كشيده ميبايد نوشت كه بر دويست هزا زر الخ. كلمات بين قوسين در اصل وپ نيست، از ترجمه راورتي براي تكميل مطالب آورده شد.
[٤] ركني: زر خالص
[٥] اصل:
بن الملك
[٦] اصل: قاعده لشكر. پ. قاعد، راورتي جنرال ترجمه كرده و قايد است
[٧] اصل: خمس بقرار الكامل (ج ٧) فوت او در شوال ٣٥٠ ه است ترجمه راورتي نيز چنين است. ابو سليمان داود البناكتي ٣٥١ ه نوشته.