طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٧٩ - الثاني عشر تبع الاوسط
سالها آرام گرفت، چنانچه هيچ لشكر بموضعي نبرد و غزوي نكرد و خلق ممالك او را در زبان گرفتند، و موثبان لقب نهادند، و معني موثبان [١] نشيننده باشد.
چون طعنه خلق و مملكت [٢] و اقرباء در حق او بسيار شد، او را خشم آمد، روي به لشكر كشي آورد، و از راه آذربايگان به تركستان و تبت رفت، و فوجي از لشكر عرب اينجا بنشاند، چنانچه از نسل ايشان در زمين ترك تا بدين وقت باقي است، و از تبت بزمين چين رفت، و آن مملكت را غارت كرد، و غنايم بسيار بدست آورد، و بازگشت، بملك خود باز آمد و در گذشت و اللّه اعلم [٣]. الحادي عشر ملك كليكرب [٤]
بن تبع الاكبر. بعد از پدر خود پادشاه شد، و ممالك يمن و مغرب در ضبط آورد و عدل كرد، و در روزگار او كاري نرفت، كه ذكر را شايد [٥] و مدت ملك او سي و پنج سال بود. و السلام علي من اتبع الهدي.
الثاني عشر تبع الاوسطاين [٦] تبع پسر ملك كليكرب بود، بعد از پدر بتخت نشست، نام او سعد بود و كنيت او ابو كرب [٧] بود. مردي عالم و دانا بود، و در علم نجوم رنج تمام برده، و هر كاري كه كردي از مصالح ملكي و سفر و غزوات همه بنابر طالع اختيار كردي، و دران شيوه مهارت تمام داشت، و از يمن لشكر عرب و حمير را به اطراف مغرب و مشرق برد، و ممالك هند را و ممالك روم را بزد، و غزو ايشان بكرد و او بتپرست بود، و جمله يمن و عرب بردين او بودند، مگر حوالي مدينه كه همه جهودان بودند و (بر) دين موسي عليه السّلام. ايشان از پيش بخت نصر گريخته از شام آمده بودند و بحوالي مدينه ساكن شده، چون تبع بر زمين حجاز بگذشت. مكه را زيارت كرد، و كعبه را جامه كرد از ديبا و بمدينه آمد و جنگ آغاز نهاد، مدينه را محاصره كرد، و آن حرب مدت يك ماه بداشت. اهل مدينه هر شب خروارها خرما به لشكر گاه تبع
[١] طبري: عمرو بن تبع هذا يدعي موثبان لانه و ثب علي اخيه حسان.
[٢] از (او را) تا مملكت در (پ) نيست
[٣] راورتي: مدت ملك او ١٦٠ سال.
[٤] اصل: ملك بكرب، راورتي: ملكيرب. مجمل و مسعودي:
كليكرب
[٥] اصل: شايد دران شست و مدت.
[٦] اصل: ابن
[٧] كذا، مجمل: ابو كرب اسعد.