طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٢٧ - الناصر لدين اللّه
ابو محمد الحسن بن يوسف [٢] المستنجد باللّه، ولادت او روز دوشنبه سيزدهم ماه شعبان سنه ست و ثلثين و خمسمائة بود، و او سي ساله بود كه او را بيعت خلافت كردند، بعد از فوت پدرش امام مستنجد، روز يكشنبه دهم ربيع الآخر، سنه ست (و) ستين و خمسمائه، و مدت خلافت او نه سال و شش ماه و بيست روز بود، و فوت او روز شنبه سلخ ماه شوال سنه خمس (و) سبعين و خمسمائه بود، و او در مسند خلافت عظمت تمام داشت، و مثال او در ميان امثله اجداد مادري منهاج سراج موجودست، به قضاء قلعه تو لك ولايت قهستان و جبال هراة، و آن مثال بنابر مثال جد اعلي مستضيء بود القادر، و آن مثال هم موجود است، و جد پدري تشريف دار الخلافة پوشيده بود، بوقت رفتن سفر قبله، عليه الرحمة و المغفره.
الناصر لدين اللّهامير المؤمنين ابو العباس احمد بن المستضيء، ولادت او روز دوشنبه دهم ماه رجب سنه ثلث و خمسين و خمسمائه بود پدر او روز جمعه دوازدهم شوال سنه خمس و سبعين و خمسمائه خطبه كرد، و او را در اثناي خطبه بولايت عهد ذكر فرمود، و چون مستضيء در سلخ همين شوال [٣] برحمت حق پيوست در غره ذي الحجه سنة المذكوره او را بيعت كردند، و او خليفه بود، كه چهارده پدر او خليفه بودند، و ميان او و عباس بيست پدر بود رضي اللّه عنهم در عهد او كار خلافت قوت گرفت، و درين عهد سلطنت غور و خراسان و غزنين و هندوستان به سلطان غياث الدين محمد سام، و معز الدين محمد سام تعلق داشت، و تخت خوارزم و بعضي از خراسان، سلطان تكش بن خوارزمشاه بن الپ ارسلان [٤] بن اتسز داشت، و وزارت دار الخلافه ابن الفضل داشت تكش بن خوارزمشاه سر از طاعت دار الخلافه بكشيد، و از خوارزم بعراق آمد، و ابن الفضل الوزير بدفع او از بغداد بيامد، و ميان ايشان مصاف شد و لشكر خليفه شكسته شد، و بحضرت غور و غزنين رسل دار الخلافه بيامدند و استمداد نمودند، چنانچه امام شمس الدين ترك و ابن الربيع و ابن الخطيب [٥]
[١] الكامل و سيوطي: المستضيء بامر اللّه
[٢] اصل: ابو محمد بن الحسن بن يوسف بن المستنجد
[٣] الكامل: ٢ ذي قعده
[٤] كذا. جمهور: خوارزمشاه ايل ارسلان.
[٥] ر: ٦