طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١١٥ - الواثق باللّه ابو جعفر هارون بن المعتصم
و از براي اين او را خليفه مثمن گفتندي. و فوت او روز پنجشنبه بود، نوزدهم ماه ربيع الاول سنه سبع و عشرين و مائتين بود. و الحمد علي كل حال و علي جميع الاحوال. الواثق باللّه ابو جعفر هارون بن المعتصم
نام مادر او قراطيس بود روميه [١] و او رحمه اللّه، درشت اخلاق بود و بدخو و ميل به مذهب معتزله داشت، و علماء امت را بر مذهب خود تحريض كرد، و احمد حنبل را بتازيانه بزد، تا قرآن را مخلوق گويد نگفت، و در عهد او عبد اللّه [٢] طاهر امير خراسان بود، پسرش طاهر عبد اللّه را امارت خراسان داد، و در قصص ابن هيصم نابي [٣] چنين روايت ميكند: كه سلامه [٤] ترجمان را الواثق باللّه بفرستاد تا از سد سكندر او را خبر آورد، كه در خواب ديده بود: كه سد سكندر خراب شده، سلامه را مال بسيار داد، و پنجاه هزار [٥] مرد با او بفرستاد، تا از سرمنرأي [٦] بخراسان آمدند، و از آنجا بيك قول بطرف خزر رفتند و بيك قول بطرف گرج [٧] و مدت دو سال و هفت ماه در ان سفر بماندند و باز آمدند، و صفت سد و طول و عرض و درازگاه و كليد و خلقي كه بران موكلند از عهد ذو القرنين، همه بياوردند چنانچه در قصص مسطور است. و در عهد الواثق باللّه آتش از جانب مشرق ظاهر شد، و آنرا بانگي بود، و از فزع آن خلق بسيار هلاك شدند، و مدت خلافت او پنج سال و نه ماه بود و عمر او سي و هشت سال بود [٨]، و فوت او در ذي الحجه سنه اثنين و ثلثين و مائتين به سرمنرأي.
[١] اصل: دوميه، الكامل: امه ام ولد روميه تسمي قراطيس (ج ٦- ٢١٦)
[٢] اصل:
عهد ابو عبد اللّه. چون بقول جمهور عبد اللّه ابن طاهر امير خراسان بود نه ابو عبد اللّه، بنابر ان بجاي ابو، او درست است.
[٣] اصل: فاني. پ: ابن هشيم ثاني (ر: ٤)
[٤] كذا، ولي معجم البلدان ياقوت (٥- ٥١) اين داستان را بنام سلام الترجمان مفصل ميآورد كه از سر من راي به ارمينيه و از آنجا بالان و خزر رفت تا كه بارض خراب و بدبوي رسيد الخ.
[٥] كذا في الاصل، ولي ياقوت در معجم البلدان از زبان سلام گويد: فضم الي خمسين رجلا، در اين صورت كلمه هزار بايد سهو باشد اين قصه عينا بعباراتي كه ياقوت نقل كرده در احسن التقاسيم محمد بن احمد مقدسي بشاري تاليف ٣٧٥ ه طبع ليدن ١٩٠٦ م (ص ٣٦٢) به نقل از كتاب ابن خرداد به به تفصيل آورده شده و معلوم است كه ماخذ قديم آن كتاب ابن خرداذبه بوده است.
[٦] اصل: تا از سد سكندر بخراسان آمدند، ولي مطابق به بيان ياقوت همان سر من رأي درست است.
[٧] گرج شهري بود در گرجستان (ياقوت)
[٨] الكامل: و كان عمره اثنتين و ثلثين سنه و قيل ستا و ثلثين سنه.