حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٦ - گونه شناسی روایات تفسیری در فضیلت امام حسین (علیهالسلام)

در بررسی روایت معصوم (علیه‌السلام) نیز بیشتر به سند آن تکیه می‌کنند.[٣٥٥]

آیاتی از قرآن کریم به سبب واقعه یا پیش‌آمدی دربارۀ اهل‌بیت (علیهم‌السلام) که امام حسین (علیه‌السلام) را نیز شامل می‌گردد، نازل شده است:

نمونۀ اول: آیاتی از سورۀ «انسان» در جریان بخشش طعام توسط اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به مسکین، یتیم و اسیر نازل شده است:

«یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطيراً * وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‌ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً * إنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»[٣٥٦]؛ آن‌ها به نذر خود وفا مى‌كنند و از روزى كه شرّ و عذابش گسترده است، مى‌ترسند و غذاى (خود) را با اين‌كه به آن علاقه (و نياز) دارند، به مسكين، يتيم و اسير مى‌دهند. (و مى‌گويند:) ما شما را به خاطر خدا اطعام مى‌كنيم و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمى‌خواهيم.

در روایات معتبر فریقین، ذیل این آیات شریفه، داستان بیمار شدن حسنین (علیهماالسلام) و نذر روزه گرفتن امام علی (علیه‌السلام) و حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) جهت شفای بیماری ایشان و بخشش غذای افطار به سائل نقل شده است. در ادامه، دربارۀ سبب نزول این آیات، روایاتی از منابع فریقین در این زمینه نقل می‌شود.

علی بن ابراهیم قمی از پدرش از عبدالله بن میمون از امام صادق (علیه‌السلام) روایت کرده است که فرمود: «نزد فاطمه (سلام‌الله‌علیها) مقداری جو بود. با آن عصیده‌ای درست کرد. همین که آن را پختند و پیش خود نهادند تا تناول کنند، مسکینی آمد و گفت: خدا رحمتتان کند، من مسکینی هستم! علی (علیه‌السلام) برخاست و یک‌سومِ آن طعام را به سائل داد. چیزی نگذشت که یتیمی آمد و گفت: خدا رحمتتان کند، یتیمی هستم! علی (علیه‌السلام) برخاست و یک‌سومِ آن طعام را به یتیم داد. پس از لحظه‌ای اسیری آمد و گفت: خدا رحمتتان کند! باز علی (علیه‌السلام) یک‌سوم آخر را هم به او داد و آن شب حتی طعم آن غذا را نچشیدند، و خدای تعالی این آیات را در شأن ایشان نازل کرد و این آیات دربارۀ هر مؤمنی که در راه خدا چنین کند، جاری است.»[٣٥٧]

این روایت را که خلاصه‌ای از داستان اطعام ابرار است، شیخ صدوق به سند خود از مجاهد از ابن‌عباس و نیز به سند خود از خالد از جعفر بن محمد (علیه‌السلام) از پدر بزرگوارشان (علیه‌السلام) و هم‌چنین به سند خود از محمد بن عباس بن ماهیار و او در


[٣٥٥] . علامه طباطبایی و حدیث، ص‌١٤٤.

[٣٥٦] . انسان: ٧ـ٩.

[٣٥٧] . تفسیر قمی، ج٢، ص‌٣٩٨ـ٣٩٩.