حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٨ - چگونگی مواجهۀ اهلبیت (علیهمالسلام) با اهل کتاب
حکومت شما هستند، کتک بزنید!»[٤١٩] این امر نشاندهندۀ اصالت اخلاقمحوری بین مسلمانان و اهل کتاب، از منظر امام مسلمین است؛ یعنی فردی که تبیین سنت نبوی را به درستی فرا گرفته است. در نمونهای دیگر، هنگامی که فردی مسیحی به حالت مسخره و استهزا، از واژۀ «بقر» (یعنى گاو) به جای «باقر» (به معنای شکافنده) برای امام باقر (علیهالسلام) استفاده کرده بود، امام با متانتِ والایی، مسیر تفکر او را تصحیح میکند.[٤٢٠]
علاوه بر این موارد، در نگاه اخلاقی اهلبیت (علیهمالسلام) رعایت برخی شئونات در رفتار اجتماعی نمیتواند به دلیل اختلاف دین و عقیده و یا به دلیل بر عهده داشتن منصب، کنار نهاده شود؛ برای نمونه، امام در توجیه سبب مشایعت مرد غیرمسلمان در مسیر کوفه، آن را امری مطابق شرع و رفتار پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) دانسته و میفرمایند: «این از کمال و حقوق همنشینی است که انسان رفیق همراه خود را به هنگام جدایی، قدری همراهی و بدرقه کند و این دستور پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) است.»[٤٢١]
گفتوگومداری عالمانه
«گفتوگو» جایگاه ویژهای در فرایند تبیینی ادیان الهی، به منظور تعلیم و تربیت دارد، زیرا با تبیین استوار آن، تفکر بشری رشد مییابد و هدایت، جریان خود را میپیماید. این ویژگی، نه تنها به هنگام دعوت به اسلام، ابزار شاخصی به شمار میآید، بلکه در اسلام به مثابۀ مبنای رفتاری مورد تأکید قرار گرفته است. از این رو، باب گفتوگو و تعامل با اهل کتاب، یکی از مباحث مهم و کلیدی نزد رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و اهلبیت (علیهمالسلام) به شمار میآید. اینگونه برخورد با اهل کتاب و گفتوگوی بین ادیانی، از دستور قرآنی نشئت میگیرد که در این باره به صراحت میفرماید: «با مخالفان و پیروان ادیان دیگر به طریقی که نیکوتر است گفتوگو کنید.»[٤٢٢] این مشروعیت گفتوگو بین ادیان توحیدی و احترام به عقاید آنان و التزام به شیوههای پسندیده در گفتوگوها، از آنجا ناشی میگردد که اسلام، کتب آسمانی اهل کتاب را تصدیق کرده و فرموده: «این کتاب را به حق و راستی بر تو نازل کرد که تصدیقکنندۀ کتابهای پیش از خود است و تورات و انجیل را پیش از این برای هدایت مردم فرستاد و فرقان را که مایۀ جدایی حق از باطل است نازل کرد.»[٤٢٣] این زاویۀ فکری نشان میدهد، گوهر «هدایت» از منظر اسلام بر
[٤١٩] . همان، ج٣، ص٥٤٠.
[٤٢٠] . بحارالأنوار، ج٤٦، ص٢٨٩.
[٤٢١] . الکافی، ج٢، ص٦٧٠.
[٤٢٢] . نحل: ١٢٥.
[٤٢٣] . آلعمران: ٣ـ٤.