حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٢ - مخاطب حدیث و نقش آن در شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه

به او اقتدا کند برای من سنگین است.»[٢٦١] در واقع تقیه کردن در این باره برای زراره دشوار بود.

در مقابل، روایات بسیاری در مدح «حمران» از معصومان (علیهم‌السلام) وارد شده است؛[٢٦٢] امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «هیچ‌کس را نیافتم که کلامم را بگیرد و از من اطاعت کند و مانند اصحاب پدرانم باشد، به جز دو نفر؛ حمران و عبدالله بن أبی‌یعفور.»[٢٦٣] طبق این روایت، حمران فردی است که بدون هیچ قید و شرطی، در تمامی اوامر مطیع محض امام (علیه‌السلام) است و جایگاه او در مقام عمل به دستورات امام باقر و صادق (علیهماالسلام) ، جایگاه خاص اطاعت‌پذیری است.[٢٦٤]

با توجه به این مقدمه، در چند روایت اختلاف میان حمران و زراره نقل شده است؛ امام به حمران مطلب را به شکلی بیان می‌کند و وقتی همان مطلب به زراره منتقل می‌شود و قبول آن برای او سخت است، امام قیودی به آن اضافه می‌کنند. در این‌جا این سؤال مطرح می‌شود که: حکم اولی از چه سنخی بود که امام آن را تغییر داد؟ و در کدام پاسخ، معصوم ملاحظاتی داشته‌اند؟

روایت نخست: حمران از امام باقر (علیه‌السلام) می‌پرسد: در روز جمعه چگونه نماز بخوانیم؟ امام می‌فرمایند: «با آنان نماز بخوانید.» حمران این سخن را برای زراره نقل می‌کند. زراره در پاسخ می‌گوید: این بیان امام تأویلی دارد؛ باید تأویل آن را از امام بپرسیم. پس از ورود به محضر امام باقر (علیه‌السلام) زراره عرض می‌کند: حمران گمان کرده شما دستور داد‌ه‌اید با آنان نماز بخوانیم و من منکر این موضوع شده‌ام. امام (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «امام سجاد (علیه‌السلام) با آنان نماز می‌خواند و هنگامی که از نماز فارغ می‌شد، برمی‌خاست و دو رکعت دیگر به آن اضافه می‌کرد.»[٢٦٥]

در این روایت چند نکتۀ مهم وجود دارد:

١. این روایت از امام باقر (علیه‌السلام) است و روایتی که زراره، تقیۀ در نماز جماعت را قبول نکرد و تحمل آن برای او سنگین بود نیز از امام باقر (علیه‌السلام) است. در متن همین روایت نیز عبارت «فَأَنْكَرْتُ ذَلِك‌» از زراره نقل شده است.

٢. در این روایت نیز حمران مطیع محض امام است، تا جایی که هرچند برای حمران نیز تحمل این دستور امام سخت است ــ به قرینۀ آن‌که به زراره می‌گوید: به ما دستور دادند که با آن‌ها نماز جماعت بخوانیم ــ، ولی آن را بدون هیچ اعتراضی


[٢٦١] . ر.ک: الکافی، ج٣، ص٣٧٢، ح٥.

[٢٦٢] . ر.ک: رجال الکشی، ص١٧٦، ح٣٠٣ به بعد، باب «فی حمران بن أعین».

[٢٦٣] . ر.ک: همان، ص١٨٠، ح٣١٣.

[٢٦٤] . همچنین ر.ک: معاني الأخبار، ص٢١٣، ح١.

[٢٦٥] . ر.ک: الکافی، ج٣، ص٣٧٥، ح٧.