حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٦ - گونه شناسی روایات تفسیری در فضیلت امام حسین (علیهالسلام)

از آن‌جایی که یکی از دلایل وجود باطن برای قرآن، روایات است، برای پی بردن به این‌که مراد از باطن قرآن چیست، نیز باید از روایات کمک گرفت؛ یعنی باید دید همان روایت‌هایی که از وجود باطن قرآن خبر داده‌اند، ماهیت باطن قرآن را چگونه معرفی کرده‌اند؛ و صحت و سقم وجوه و اقوال یادشده نیز با توجه به ویژگی‌هایی که در روایات برای باطن قرآن بیان شده، روشن می‌شود. از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده: «سمعتُ رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یقولُ: لیس مِنَ القرآنِ آیةٌ و لها ظهرٌ و بطنٌ.»[٤٠٥] در این روایت، وجود ظاهر و باطن برای قرآن مسلّم به ‌شمار آمده و تردیدی نیست که منظور از «ظاهر»، معارفی است که از ظاهر آیات فهمیده می‌شود، و منظور از «باطن»، معارف باطنی آیات است.

روایاتی نیز وجود دارد که ضمن خبر از وجود باطن برای قرآن، یا مسلّم دانستن آن، مشخصاتی را نیز برای ظاهر و باطن بیان کرده‌اند؛ برای نمونه، فضیل گوید: از ابوجعفر (امام باقر (علیه‌السلام) ) دربارۀ روایت: «هیچ آیه‌ای از قرآن نیست، مگر این‌که برای آن ظهری و بطنی است» پرسیدم. فرمودند: «ظهر آن تنزیل آن است، و بطن آن تأویل آن.»[٤٠٦]

بنا بر روایات تفسیری، باطن برخی از آیات بسیاری از قرآن کریم، ناظر به امام حسین (علیه‌السلام) است.

نمونۀ اول: در آیات ١٠٢ تا ١٠٩ سورۀ «صافات»، ماجرای رؤیای صادقه حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) مبنی بر ذبح فرزندش و تصمیم جدی ابراهیم (علیه‌السلام) بر این عمل مطرح شده است. طبق این آیات کریمه، این فرمان الهی، عاملی برای امتحان و سنجش درجۀ خلوص حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) عنوان شده است: «إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبينُ * وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظيمٍ»[٤٠٧]؛ اين مسلّماً همان امتحان آشكار است. ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم.

تفسیر و معنای ظاهری آیه این است که ما فرزند ابراهیم (علیه‌السلام) را فدا کردیم به ذبحی عظیم که عبارت بود از قوچی که جبرئیل از ناحیه خداوند متعال آورد و مراد از «ذبح عظیم»، بزرگی درجه در جُثه و ابعاد فیزیکی و حجم مادی آن نیست، بلکه چون از ناحیۀ خدا آمد و خدای تعالی آن ‌را عوض اسماعیل قرار داد، عظمت داشت.[٤٠٨] اما دربارۀ آیه، تفسیر باطنی نیز از معصومان (علیهم‌السلام) نقل شده که طبق آن، مقصود از «ذبح عظیم» در آیه، امام حسین (علیه‌السلام) است. شیخ صدوق به سند خود از


[٤٠٥] . البرهان فی تفسیر القرآن، ج١، ص‌٢٧٠.

[٤٠٦] . بصائر الدرجات، ص١٩٦.

[٤٠٧] . صافات: ١٠٦ـ١٠٧.

[٤٠٨] . المیزان فی تفسیر القرآن، ج١٧، ص٢٣٢.