حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥٠ - مخاطب حدیث و نقش آن در شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه
میفرمایند: «به وسیلۀ دیدار امام، آلودگیها را برطرف کنند و با انجام حج، به نذر خود عمل کنند.» سپس عبدالله ابنسنان این سؤال را میپرسد. امام میفرمایند: «مراد از آیه، گرفتن شارب، چیدن ناخن و مواردی شبیه اینهاست.» اینجا این سؤال پیش میآید که چرا امام برای یک سؤال، در تفسیر یک آیه، دو جواب بیان میکنند؟ در نتیجه میپرسند: ذریح از قول شما جواب دیگری نقل کردند. امام میفرمایند: «تحمل و درک ذریح با دیگران فرق دارد. به او از بطون قرآن یاد میدهیم.» طبق این روایت، تفاوت ظرفیت و سعۀ وجودی مخاطب باعث میشود این مسئله اعتقادی را حضرت برای ابنسنان بیان نکند.
نمونۀ دیگر، در مسائل اعتقادی، پاسخ امام رضا (علیهالسلام) به مأمون عباسی در روایت «عَلِيٌّ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّار» است. امام به مأمون میفرمایند: «آیا روایتی را که پدرانت از جدّت از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) روایت کردهاند، نشنیدهای که دوست داشتن امیرالمؤمنین (علیهالسلام) ایمان و دشمنی با او کفر است؟» امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بر همین اساس، تقسیمکنندۀ بهشت و دوزخ است. اینجا مأمون با خوشحالی پاسخ را میپذیرد و قانع میشود. اباصلت میگوید: در منزل خدمت امام رضا (علیهالسلام) عرض کردم: چه جواب زیبایی به مأمون دادید! فرمودند: «این جواب برای او بود، در حالی که از پدرانم شنیدم که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: یا علی! تو تقسیمکنندۀ بهشت در قیامت هستی. به جهنم میگویی: این فرد برای من و این برای تو.»[٢١٢]
طبق این سخن، چون قبول روایت امام رضا (علیهالسلام) از پدران بزرگوارشان برای مأمون سخت است، امام روایت مأمون از پدران را مطرح میکنند. هر دوی این بیانها، پاسخ سؤال هستند، اما با توجه به توضیحات امام رضا (علیهالسلام) و اینکه پاسخ نخست به جهت ذهنیت مأمون بود، میتوان آن را از مصادیق تأثیر ویژگیهای مخاطب بر صدور حدیث ـ پاسخی متناسب با ظرفیت فرد سؤالکننده ـ دانست.
تحدیث و بیان معارف به اندازۀ ظرفیت مخاطب، از موضوعاتی است که در روایات متعددی به آن اشاره شده است، روایاتی که به سخت و دشوار بودن فهم کلمات معصومان (علیهمالسلام) اشاره دارد و اینکه اسرار را در اختیار دیگران قرار ندهید، از همین نوع هستند.[٢١٣]
در یکی از این روایات امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند: «در محضر امام سجاد (علیهالسلام) سخن از تقیه مطرح شد. فرمودند: اگر ابوذر از اعتقادات قلبی سلمان اطلاع داشت، او را میکشت، در صورتی که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بین این دو عقد اخوت بسته بود؛ پس
[٢١٢] . عيون أخبار الرضا(ع)، ج٢، ص٨٦، ح٣٠.
[٢١٣] . ر.ک: الکافی، ج١، ص٤٠١ «بَابٌ فِيمَا جَاءَ أن حَدِيثَهُمْ، صعْبٌ مُسْتَصْعَب»؛ بصائر الدرجات ص٢٠ «باب في أئمة آل محمد(ع) حديثهم، صعب مستصعب».