حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٥ - اعتبارسنجی سندی و محتوایی روایت جدل امام علی (علیهالسلام) با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)

زهری گفته است: «زهری حدود نود حدیث را با سند نیکو و بدون مشارکت کس دیگر، از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت کرده است.»[١٦٣] ذهبی هم گفت: «ابن‌شهاب در نقل بسیاری از سنن و یا روایت، از افراد زیادی که دیگران از آنان روایت نکرده‌اند، منفرد و منحصر است.»[١٦٤] ابن‌تیمیه او را برای حدود هفتاد سال حافظ اسلام می‌دانست.[١٦٥]

نظر مخالفان

در برابر این ستایش‌ها بعضی دانشمندان اهل تسنن چون: مکحول، خارجة بن مصعب، محمد بن اشکاب و عمرو بن عبید، زهری را به سبب خدمت به دستگاه مروانی، قبول هدایا و مسئولیت در دربارشان بی‌شخصیت، ناصالح، سرباز امویان[١٦٦]، دستمال و ابزار دست حاکمان خوانده‌اند. مکحول گفت: «اگر زهری خود را با مصاحبت با حاکمان فاسد نکرده بود، چه رجلی که نبود!»[١٦٧] خارجة بن مصعب گفت: «زمانِ ریاست زهری بر شرطۀ امویان بر او وارد شدم. او را در حالی که بر مرکب سوار و در دستش تازیانه بود و مردم در برابرش در دستان خود چماق داشتند، دیدم و گفتم: چه عالمی؟! خداوند رویت را سیاه کند! پس، از او حدیث نشنیدم.»[١٦٨] حاکم نیشابوری از یحیی بن معین نقل کرده است که در مقام مقایسۀ أعمش با زهری گفت: «اگر أعمش مانند زهری بود، از او بیزاری می‌جستم. وی تابع و عامل بنی‌امیه، ولی أعمش فقیری صبور، اهل پرهیز از قدرتمندان، پارسا و عالم به قرآن بود.»[١٦٩]

ابن‌خلكان در وفیات الأعیان مى‌نویسد: «و لم یزل الزهری مع عبدالملك، ثمّ مع هشام بن عبدالملك. و كان یزید بن عبدالملك قد استقضاه»[١٧٠]؛ زهرى همواره [در خدمت] عبدالملك و سپس [در خدمت] هشام بن عبدالملك، و او قاضى حكومت یزید بن عبدالملك بوده است.

حاكم نیشابورى، ابن‌عساكر و ابن‌حجر نیز مى‌نویسند: «كان یعمل لبنی امیة»[١٧١]؛ او سرباز بنی‌امیه بود و همواره براى آنان كار می‌كرده است.


[١٦٣]. فتح الباری، ج‌١١، ص‌٧٧.

[١٦٤]. سیر اعلام النبلاء، ج‌٥، ص‌٣٣٥.

[١٦٥]. اصول الحدیث علومه و مصطلحه، ص‌٤٩٤ و ٤٩٩.

[١٦٦]. دربارۀ زهری گفته شده: «كان شرطیّاً لبنی امیّة»؛ او در خدمت بنوامیه بود؛ سیر اعلام النبلاء، ج‌٧، ص‌٢٢٦؛ ج‌٥، ص‌٣٣٧؛ ج‌٨، ص‌٢٩٢؛ میزان الاعتدال، ج‌٢، ص‌٦٢٥؛ جامع بیان العلم و فضله، ج‌٢، ص‌١٦٠؛ فتح الباری، ج‌٥، ص‌٢٦.

[١٦٧]. تاریخ مدینة دمشق، ج‌٥٥، ص‌٣٧٠؛ سیر اعلام النبلاء، ج‌٥، ص‌٣٣٩ و ٣٤١؛ میزان الاعتدال، ج‌٢، ص‌٤٠٤.

[١٦٨]. میزان الإعتدال، ج‌٢، ص‌٤٠٤.

[١٦٩]. معرفة علوم الحدیث، ص‌٨١؛ تاریخ مدینة دمشق، ج‌٢، ص‌٥٩.

[١٧٠]. وفیات الأعیان، ج‌٤، ص‌١٧٨.

[١٧١]. معرفة علوم الحدیث، ص‌٥٤؛ تاریخ مدینة دمشق، ج‌٥٩، ص‌٢٠؛ تهذیب التهذیب، ج‌٤، ص‌١٩٧.