حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦١ - مخاطب حدیث و نقش آن در شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه
نوافل روز در شب برای مسافر، تصریح شده است[٢٥٣]، این روایت قضیۀ خارجیهای است که امام با شناخت و توجه به حال این دو راوی بیان کردهاند؛ چنانکه شیخ طوسی در توجیه این روایت، به این موضوع اشاره دارد.[٢٥٤]
احادیثی را که در آنها برترین اعمال معرفی میشود نیز میتوان بیانی از همین نوع دانست؛ روایاتی مانند: «إِنَّ أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ عِنْدَ اللَّهِ مَا عُمِلَ بِالسُّنَّةِ وَ إن قَلَّ»[٢٥٥]، «إِنَّ أَفْضَلَ الْعَمَلِ الْعِبَادَةُ وَ التَّوَاضُع»[٢٥٦] و... . بهترین اعمال به صورتی متفاوت معرفی شدهاند، و این دلیلی جز نیاز و ظرفیت متفاوت راوی اولیه و مخاطب معصوم ندارد.[٢٥٧] البته این روایات را نمیتوان قضیۀ خارجیه به حساب آورد، بلکه قضایای حقیقیهای هستند که در هنگام تحقق شرایط خود در حقّ مکلف حجیت مییابند.
هفتم: ارتکاز مخاطب
سیرۀ معصومان (علیهمالسلام) در ارتباط با اصحاب خاص، شاهد روایاتی است که امام حکم را به دو صورت متفاوت برای دو صحابی بیان کردهاند و زمانی که این دو راوی، در مقابل هم قرار گرفتهاند، امام یکی از آن دو حکم را تغییر داده و یا توجیه کردهاند. در اینجا به نظر میرسد بتوان یکی از دو حکم را قضیۀ خارجیه دانست.
«زراره» و «حمران» در مسائلی، دو نظر مقابل هم دارند. زراره با توجه به روایات، از بزرگترین فقهای شیعه در عصر حضور است.[٢٥٨] زراره را میتوان از معدود راویانی دانست که از حمایت بیبدیل معصومان (علیهمالسلام) بهره داشتهاند؛[٢٥٩] اما زراره سختگیری خاصی در ارتباط با اهلسنت داشت. زراره حتی ازدواج با زنانی را که معرفت کامل به مقام امامت نداشتند، جایز نمیدانست و مدعی بود: «نمیدانم آیا ازدواج با آنها حلال است یا نه.»[٢٦٠] همچنین با وجود دستور معصومان (علیهمالسلام) به شرکت در نماز جماعت مخالفان ـ به هر کیفیتی که در فقه مطرح است ـ قبول این امر برای زراره سخت بود که به امامتِ فردی که ایمان به ولایت ندارد اقتدا کند؛ تا جایی که به امام باقر (علیهالسلام) عرض میکند: «اگر امام جماعت مؤمن نباشد، قبول اینکه شیعه
[٢٥٣] . ر.ک: همان، ج٢، ص١٤، ح٣٢ و ٣٦.
[٢٥٤] . ر.ک: همان، ج٢، ص١٦، ذیل ح٤٦.
[٢٥٥] . الکافی، ج١، ص٧٠، ح٧.
[٢٥٦] . تحف العقول، ص٣٠٤.
[٢٥٧] . ر.ک: منطق فهم حدیث، ص٤٥٥.
[٢٥٨] . ر.ک: رجال الکشی، ص١٣٣، ح٢٠٨ به بعد، باب «فی زرارۀ بن أعین».
[٢٥٩] . ر.ک: همان، ص١٣٣، ح٢١١، ص١٣٨، ح٢٢١؛ تهذیب الأحکام، ج٥، ص٨٧، ح٩٧.
[٢٦٠] . ر.ک: رجال الکشی، ص١٤١، ح٢٢٣؛ الکافی، ج٥، ص٣٤٩، ح٧.