حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥٩ - مخاطب حدیث و نقش آن در شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه
طبق این روایت، احکامی که در جامعه رواج دارد، با حکم واقعی متفاوت است و امام (علیهالسلام) هرچند حکم واقعی را در در اختیار زراره قرار میدهد، ولی از او تعهد میگیرد که به دیگران تعلیم ندهد. اینجا خاص بودن مخاطب و عدم پذیرش عمومی جامعه، علت این اختلاف است.
با توجه به ذیل روایت که «عمر بن اُذینه» در روزگار امامت امام صادق (علیهالسلام) احکام مطرح با ارث را به زراره عرضه میکند و زراره آنچه را که با صحیفه مطابقت داشته، تأیید میکند، میتوان نتیجه گرفت که در آن زمان زمینۀ لازم برای نشر دفعی و یکبارۀ این احکام فراهم نبوده و به مرور امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) این احکام را تعلیم داده اند.
همچنین میتوان دستور امیرالمؤمنین (علیهالسلام) دربارۀ دریافت خراج از مردم اطراف کوفه را از همین نوع دانست. طبق این روایت که در کتب اربعه[٢٤٤] نقل شده، حضرت در میان جمع عمومی به جمعکنندۀ خراج فرمودند: «در گرفتن خراج سختگیری کن و حتی از یک درهم نیز نگذر.» سپس فرمودند: هنگامی رفتن نزد من بیا. عامل میگوید: امام خصوصی فرمودند: «آنچه در جمع شنیدی، خدعه و نیرنگ بود؛ مبادا فردی را بزنی و یا چهارپایی را برای دریافت خراج بفروشی! ما مأمور شدهایم که از مازاد نیاز آنها خراج بگیریم.»
قسمت دوم این روایت مطابق با دیگر روایات باب است[٢٤٥]، حضرت دو حکم متفاوت برای یک مسئله بیان میکنند؛ ١. اقتضای حضور جمعی که در بین آنان پرداختکنندۀ خراج وجود دارد[٢٤٦]؛ ٢. به عاملِ جمعکنندۀ خراج به صورت خصوصی. علت این تفاوت، در کلام امیرالمؤمنین (علیهالسلام) مطرح است؛ فرمودند: «آن سخن را از روی خدعه گفتم.» «خدعه» به معنای مخفی کردن شیء است[٢٤٧] و حضرت در اینجا حکم را از عموم مردم مخفی کرده، حکمی به غیر از حکم واقعی بیان کردند.
نمونۀ دیگر، روایات علم غیب امام (علیهالسلام) است. معصومان (علیهمالسلام) در میان عموم مردم، منکر علم غیب بودند، ولی به اصحاب صاحب سرّ بیان میکردند.[٢٤٨]
[٢٤٤] . همان، ج٣، ص٥٤٠، ح٨؛ کتاب من لايحضره الفقيه، ج٢، ص٢٤، ح١٦٠٥؛ تهذیب الأحکام، ج٤، ص٩٨، ح٢٧٥.
[٢٤٥] . ر.ک: تهذیب الأحکام، ج٤، ص٩٦، ح٢٥٦ـ٢٧٣.
[٢٤٦] . برخی عبارت «و اهل الأرض معی یسمعون» را بدل عبارت «النَّاسُ حُضُورٌ» نقل کردهاند؛ ر.ک: الخراج، ص١٥.
[٢٤٧] . ر.ک: العین ج١، ص١١٥ مادۀ «خدع»؛ معجم مقاییس اللغة، ج٢، ص١٦١ مادۀ «خدع».
[٢٤٨] . ر.ک: الکافی، ج١، ص٢٥٧، ح٣؛ مرآة العقول، ج٣، ص١١٤ ذیل حدیث. دربارۀ روایات نافی علم غیب، وجوه دیگری نیز محتمل است. ر.ک: علم الامام، ص٢٧٥.