حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٣ - مخاطب حدیث و نقش آن در شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه

می‌پذیرد.

٣. پرسش حمران نماز جمعه است، ولی زراره به‌ صورت عام و دربارۀ تمامی نمازها این بحث را مطرح می‌کند.

٤. امام در پاسخ زراره جواب صریح نداده، کلام اول خود را توجیه نمی‌کنند، بلکه به فعلِ امام سجاد (علیه‌السلام) تمسک می‌کنند که در آن نوعی ابهام وجود دارد.

روایت دوم: زراره از حمران نقل می‌کند: امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «در کتاب امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نوشته شده: هنگامی که نماز جمعه خوانده شد با آنان نماز بخوانید.» زراره می‌گوید: به حمران گفتم: این نشدنی است. امام تقیه کرده است، به دشمن خدا اقتدا کنیم؟ حمران می‌گوید: چگونه تقیه کرده است، در حالی که من سؤال نکردم و امام ابتدا فرمودند: در کتاب امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نوشته شده است. سپس زراره ادامه می‌دهد: نزد امام صادق (علیه‌السلام) اجتماع کردیم. حمران عرض کرد: این حدیثی که شما تحدیث کردید، زراره می‌گوید: شدنی نیست؛ دشمن خدا فاسق است، سزاوار نیست به او اقتدا کنیم و با او نماز بخوانیم. در این‌جا امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «در کتاب امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نوشته شده: هنگامی که نماز جمعه خوانده شد، با آنان نماز بخوانید و از جای خود برنخیزید تا این‌که دو رکعت دیگر بخوانید.» زراره می‌گوید: عرض کردم: چهار رکعت برای خود بخواند و اقتدای به او نکند؟ امام فرمودند: «بله.» زراره می‌گوید: امام (علیه‌السلام) ساکت شدند و حمران ساکت شد و راضی شدیم.[٢٦٦]

در این روایت نیز نکاتی وجود دارد:

١. این روایت از امام صادق (علیه‌السلام) است و به ظاهر، اختلاف حمران و زراره با توجه به روایت پیشین، از زمان امام باقر (علیه‌السلام) تا امام صادق (علیه‌السلام) ادامه داشته است. هم‌چنین سخت‌گیری زراره در ارتباط با اهل‌سنت در روایت عدم ازدواج با آنان، از امام صادق (علیه‌السلام) است که ظاهر این دو روایت، ادامۀ وجود این روحیه در تمام حیات زراره را نشان می‌دهد.

٢. در بیان مناقشه، زراره عبارتی به کار می‌برد که نشان‌دهندۀ سخت‌گیری او است: «عَدُوُّ اللَّهِ أَقْتَدِي بِهِ». هم‌چنین هرچند بیان حمران و امام دربارۀ نماز جمعه است، ولی تعلیل زراره عام است و از آن برداشت می‌شود که هیچ نمازی را به جماعت قبول نداشته است.

٣. مدعای حمران صحیح است و تقیه‌ای بودن بیان اول امام، بسیار بعید است؛ هم‌چنین در صورت تقیه‌ای بودن جا داشت در مجلس دوم، امام به آن نکته


[٢٦٦] . ر.ک: تهذیب الأحکام، ج٣، ص٢٨، ح٩٦.