حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٩ - شیوه های مواجهه با در وغ و جعل حدیث غالیان

کسانی که در دین غلو می‌کنند، بیان داشت که هیچ بهره‌ای از اسلام نصیب آن‌ها نشده[٢٩٨] و شفاعت نیز شامل حال فرد غالی نمی‌شود.[٢٩٩]

امام علی (علیه‌السلام) نیز به مقابله با این جریان پرداخت و فرمود: «من از کسانی که دربارۀ ما غلو کنند و ما را از حدّ خود فراتر برند، بیزارم؛ همان‌طور که عیسی بن مریم (علیه‌السلام) از نصاری بیزار بود.»[٣٠٠]

امام سجاد (علیه‌السلام) نیز با تشبیه نسبتِ غالیان یهود به عزیر (علیه‌السلام) و غالیان نصاری به عیسی (علیه‌السلام) با نسبتِ غالیان شیعه به ائمه اطهار (علیهم‌السلام) ، این جریان انحرافی را از فرهنگ ایشان جدا دانست و فرمود: «گروهی از شیعیان ما، ما را چنان دوست می‌دارند که یهود و نصاری عزیر و عیسی را دوست می‌داشتند، اما نه آن‌ها از ما هستند و نه ما از آن‌ها هستیم.»[٣٠١]

امام صادق (علیه‌السلام) که یکی از فعال‌ترین امامان در مبارزه با این جریان انحرافی بود، ضمن اعلام برائت از غالیان، آن‌ها را به فسق، کفر و شرک متهم کرد.[٣٠٢] و امام علی (علیه‌السلام) در تبیین مرزهای غلو فرمود: «بر حذر باشید از غلو دربارۀ ما! بگویید که ما مخلوق و تربیت‌شده هستیم و سپس در فضیلت ما هرچه خواستید بیان کنید.»[٣٠٣]

ائمه اطهار (علیهم‌السلام) تلاش می‌کردند با مرزبندی میان شیعیان و این جریان انحرافی، فاصلۀ خود و پیروانشان را با آن‌ها حفظ کنند، اما گسترش جریان غلو و فراوانی نسبت‌های دروغی که به ایشان می‌دادند، سبب گشت که لحن ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در ردّ اعتقادات انحرافی این جریان، تندتر شود؛ به‌ طوری ‌که امام ‌صادق (علیه‌السلام) در سخنی، افراد منتسب به این جریان را حتی از یهودی، نصرانی و مجوسی بدتر معرفی کرد[٣٠٤] و پذیرش توبۀ آن‌ها را به سبب عادت به ترک فرایض، غیر قابل پذیرش دانست.[٣٠٥]

١_٢. برائت از سران غلو

ائمه اطهار (علیهم‌السلام) همیشه سران جریان انحرافی غلو را که از به انحراف کشیدن افراد جامعۀ مسلمانان، منفعت شخصی می‌بردند و به جاه، مال و مقام می‌رسیدند، مورد شماتت، لعن و نفرین قرار می‌دادند؛ برای مثال، امام صادق (علیه‌السلام) در تفسیر


[٢٩٨] . من لایحضره الفقیه، ج٣، ص٤٠٨.

[٢٩٩] . عیون اخبار الرضا(ع)، ج٢، ص٢٠١.

[٣٠٠] . همان.

[٣٠١] . رجال الکشی (اختیار معرفۀ الرجال)، ص١٢٠.

[٣٠٢] . ر.ک: همان، ص٣٠١.

[٣٠٣] . الخصاص، ج٢، ص٦١٤.

[٣٠٤] . الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان، ص٧٢.

[٣٠٥] . أمالی (طوسی)، ص٦٥٠.