حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٤ - اعتبارسنجی سندی و محتوایی روایت جدل امام علی (علیهالسلام) با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)

مخصوص‌ترین وزیران و نیرومندترین همكارانشان برنمى‌آید. تو بر خراب‌كاری‌هاى آنان سرپوش مى‌نهى و پاى خاص و عام را به بارگاهشان مى‌گشایى. وه كه چه ناچیز است آنچه به تو می‌دهند در برابر آنچه از تو مى‌گیرند، و چه بى‌ارزش است آنچه براى تو آباد مى‌كنند در برابر آنچه ویران مى‌كنند! به حال خود بیندیش كه دیگرى به حال تو نیندیشد، و به حساب خود برس كه تو انسانى مسئولى.

به هر حال، در این‌که «زُهری»، «دین» را در خدمت «دنیا» قرار داده بود و به سلاطین ظالم نزدیک بوده و در تعمیق و تحکیم حاکمیت آن‌ها خواسته یا ناخواسته مشارکت داشته است، شکی نیست و همین موضوع باعث نوشتن نامه‌ای پندآموز از طرف امام سجاد (علیه‌السلام) به او شده است. و لذاست که در اسناد احادیث نمی‌توان به او اعتماد کرد.

ب. رجالیان اهل‌سنت

میان علمای اهل تسنن هم نظریات گوناگونی دربارۀ ابن‌شهاب وجود دارد، هرچند بیشتر آنان او را توثیق کرده‌اند. در ذیل به نظریات این دو گروه اشاره می‌شود.

نظر موافقان

بیشتر دانشمندان اهل‌سنت، ابن‌شهاب را ستایش و توثیق کرده‌اند. عمر بن عبدالعزیز می‌گوید: «از زهری آگاه‌تر به سنت پیشینیان باقی نمانده است.» ایوب سختیانی معتقد بود از او داناتر ندیده است و عمرو بن دینار، درهم و دینار را نزد کسی بی‌ارزش‌تر از آن نزد زهری نمی‌دانست. در پاره‌ای موارد وی، بر اصحاب هم مقدم دانسته شده است. عمرو گفت: «با جابر، ابن‌عمر، ابن‌عباس و ابن‌زبیر هم‌نشین شدم. هیچ‌کدام را در زمینۀ حدیث دقیق‌تر از زهری ملاحظه نکردم.»[١٥٩] مالک بن أنس گفت: «هنگامی که زهری وارد مدینه می‌شد تا هنگام خروج او احدی از دانشمندان، حدیث نمی‌گفت؛ مشایخی هفتاد یا هشتاد ساله را در مدینه درک کردم که حدیثشان مورد توجه نبود، ولی بر ابن‌شهاب، با وجود جوانی‌اش ازدحام می‌شد.»[١٦٠] او هم‌چنین گفت: «در مدینه جز یک فقیه و محدث نیافتم و او هم ابن‌شهاب بود.»[١٦١] ابن‌سعد گفت: «زهری فردی موثق، دارای حدیث، علم و روایت بسیار و فقیهی جامع بود.»[١٦٢] مسلم دربارۀ جایگاه برجسته و اهمیت روایات


[١٥٩]. سیر اعلام النبلاء، ج‌٥، ص‌٣٣٥؛ اصول الحدیث علومه و مصطلحه، ص‌٤٩٣.

[١٦٠]. تاریخ مدینة دمشق، ج‌٥٥، ص‌٣٥١؛ اصول الحدیث علومه و مصطلحه، ص‌٤٩٢.

[١٦١]. الطبقات الکبری، ج‌٢، ص‌٣٨٨؛ تاریخ مدینة دمشق، ج‌٥٥، ص‌٣٥١.

[١٦٢]. تاریخ مدینة دمشق، ج‌٥٥، ص‌٣٠٩؛ اصول الحدیث علومه و مصطلحه، ص‌٤٩٨.