حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٩ - چگونگی مواجهۀ اهلبیت (علیهمالسلام) با اهل کتاب

مبنای گفت‌وگوی برهانی استوار شده است و کاربرد ابزارهای دیگر مانند فعالیت نظامی، امری است که به هنگام ضرورت مجاز می‌گردد؛ چنان‌که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گفت‌وگوی همراه با برهان و استدلال را حتی در میدان جنگ مقدم می‌داشتند. در توصیه‌ای از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به اصحابشان آمده است: «با کفار وارد جنگ نشوید، مگر این‌که آن‌ها را به گفت‌وگو دعوت کرده باشید.»[٤٢٤] هم‌چنین توصیۀ حضرت به امام علی (علیه‌السلام) هنگامی که ایشان را به یمن اعزام کردند، نمونۀ روشن دیگری است: «ای علی! مبادا با احدی جنگ و قتال را شروع کنی، مگر این‌که آن‌ها را به دین اسلام دعوت کرده باشی، چراکه اگر کسی به دست تو هدایت شود، بهتر از آن است که خورشید بر او طلوع و غروب کند.»[٤٢٥]

هم‌چنین امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) در خطبۀ قاصعه در این باره می‌فرمایند: «همانا خداوند سبحان اراده فرمود پیروی از پیامبران و کتب آسمانی را.»[٤٢٦] این کلام‌ِ امام‌ نیز در راستای‌ آیۀ شریفه‌ای است که پیش از این به آن اشاره شد[٤٢٧] که خود مبیّن‌ احترام‌ به‌ عقاید اقلیت‌های‌ دینی‌ و گواهی‌ به‌ حقانیت‌ کتاب‌های‌ اصلی‌ و آسمانی[٤٢٨] آنان‌ است. امام‌ (علیه‌السلام) با این‌ سخن‌ نه ‌تنها برای‌ معتقدات‌ و آیین‌ پیروان‌ کتاب‌های‌ آسمانی‌ احترام‌ قائل‌ شده، بلکه‌ اصولاً‌ این‌ حق‌ را برای‌ آنان‌ محفوظ‌ شمرده‌ که‌ اهل‌ کتاب‌ می‌توانند در چارچوب‌ عقل‌ و برهان‌، دربارۀ عقاید مذهبی‌ با مسلمین‌ به‌ بحث‌ و گفت‌وگو بپردازند و به دور از تعصبات دینی، از اعتقادات‌ خود‌ دفاع‌ کنند.

در نمونه‌ای دیگر، امام صادق (علیه‌السلام) از اجداد خود، از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل کرده‌اند که فرمودند: «پیش از آن‌که به فکر جنگ با آنان باشید، از درِ گفت‌وگوی برهانی و احتجاج نسبت به معتقدات دین با آنان وارد شوید.»[٤٢٩] هم‌چنین گفت‌وگوهای امام رضا (علیه‌السلام) با اهل ادیان که گزارش‌های مفصل آن در کتاب عیون اخبار الرضا (علیه‌السلام) آمده است، از بارزترین نمونه‌های این منش است.[٤٣٠]

قانون احترام

از دیدگاه منابع اسلامی، به‌ویژه سیرۀ نبوی و رفتار اهل‌بیت پیامبر (علیهم‌السلام) ، همۀ پیروان ادیان الهی در قوانین اسلامی و نیز بر اساس قوانین مشخصه و تعیین‌شده


[٤٢٤] . مستدرک الوسائل، ج‌١١، ص٣١.

[٤٢٥] . همان، ص٣٠.

[٤٢٦] . نهج‌البلاغه، خطبه ١٩٢.

[٤٢٧] . آل‌عمران: ٣ـ٤.

[٤٢٨] . فاطر: ٣١.

[٤٢٩] . دعائم الإسلام، ج١، ص٣٦٩.

[٤٣٠] . بقره: ۲۵۶؛ آل‌عمران: ۶۴؛ عنکبوت: ۴۶.