حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٨ - اعتبارسنجی سندی و محتوایی روایت جدل امام علی (علیهالسلام) با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)

٣. از جملۀ جبریون بودند که برای توجیه کار خودشان، همه‌چیز را به خداوند متعال نسبت می‌دادند.

با توجه به این نکته، حال باید روشن شود که آیا این نسبت‌ها دربارۀ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) صادق است یا نه؟

١. افزوده‌هایی برای تصحیح روایت

ذیل کتب شیعی[١٧٦] که این روایت را مطرح کرده‌اند، توضیحی برای روایت بیان شده است. با بررسی تمام کتبی که روایت مذکور را نقل کرده‌اند، به نظر می‌رسد این اضافه از سوی صاحبان خود کتب باشد، نه این‌که آن را امام فرموده باشد؛ و مؤلفان این کتاب‌ها خواسته‌اند با اضافه و توضیح این قسمت‌ها چنین وانمود کنند که منظور روایت چنین است و بیشتر در صدد بیان منقبت برای امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است؛ اما با دقت بیشتر روشن می‌شود، همین اضافات هم علاوه بر این‌که مشکلی را برطرف نمی‌کنند، بلکه خودشان دارای اشکال هستند. و این زیادی در دو قسمت است:

الف. بعد از جملۀ «إنما أنفسنا بید الله فإذا شاء أن یبعثنا یبعثنا» آمده است: «أی یكثر اللطف بنا». خواسته‌اند با این توجیه چنین وانمود کنند که منظور حضرت این بوده که خداوند نسبت به ما زیاد لطف دارد و لذا نیازی به خواندن نماز شب نداریم.

اما چند برداشت ممکن است از این زیادی صورت بگیرد:

١. آیا خداوند به حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) لطف ندارد که ایشان برای نماز شب بیدار شده‌اند، اما امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) با توجه به این لطف، خود را بی‌نیاز از نماز شب می‌دانند؟

٢. آیا لطف خداوند بدین معناست که دست از یکی از بهترین عبادات او برداریم؟ یا این‌که این لطف موجب می‌شود برای تشکر از این لطف به عبادتش بپردازیم، چه این‌که در روایتی از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل شده که در پاسخ عایشه که به ایشان گفت: چرا این همه به خود سختی داده و عبادت زیادی می‌کنید، فرمودند: «ألا أکون عبداً شکوراً»[١٧٧]؛ آیا بندۀ شاکری نباشم؟! آیا حضرت علی (علیه‌السلام) با نماز شب نخواندن می‌خواستند پاسخ این لطف را بدهند؟

ب. مورد دوم دربارۀ آیۀ «وَ كاَنَ الْانسَانُ أَكْثرَ شىْءٍ جَدَلًا» که آورده‌اند: «و كان الانسان "یعنی علی بن أبی طالب (علیه‌السلام) " أكثر شئ جدلاً "یعنی متكلما بالحق و الصدق".»


[١٧٦]. مانند: مناقب ابن‌شهر‌آشوب، تفسیر البرهان و بحارالأنوار.

[١٧٧]. الکافی، ج‌٢، ص‌٩٥.