حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٩ - شیوه های مواجهه با در وغ و جعل حدیث غالیان
روایات برخی اصحاب به صرف مشابهت با جریانهای انحرافی و یا عدم ادراک از سوی عموم شیعیان، کنار گذاشته میشد و راویان این روایتها نیز به جرم چنین تخلفی، از لیست راویان مورد اعتماد خارج میشدند. برای نمونه میتوان به راویانی نظیر: احمد بن هلال عبرتایی، سالم بن مکرم، سهل بن زیاد آدمی، معلّی بن خنیس، داود بن کثیر رقّی، مفضل بن عمر و محمد بن سنان اشاره کرد که روایات زیادی از آنها در کتب حدیثی شیعه بر جای مانده و برخی اندیشمندان معاصر با بررسی تمامی روایات آنها، حکم به عدم وجود غلو در این روایات دادهاند.[٣٤٥]
یکی از آفات مهمّ چنین برخوردی، رویارویی اصحاب ائمه اطهار (علیهمالسلام) با یکدیگر بود که گاهی به تکفیر و تفسیق یکدیگر نیز میانجامید؛ برای نمونه، برخی اصحاب به «یونس بن عبدالرحمن» که امام رضا (علیهالسلام) از او راضی بود[٣٤٦] و برخی اصحاب را به دریافت معارف دینی از او تشویق کرد[٣٤٧] و او را سلمان عصر خود نامید[٣٤٨] و نگاشتههای او مورد تأیید ائمه اطهار، بهویژه امام جواد و امام حسن عسکری (علیهالسلام) [٣٤٩] قرار داشت، نسبتهای ناروا میدادند[٣٥٠] و گزارشهایی از قول امام رضا (علیهالسلام) نقل میکردند که گویی ایشان او را لعنت کرده است.[٣٥١] هرچند این گزارشهای مغرضانه که همگی آبشخور کلامی داشت، هیچگاه مورد توجه قرار نگرفت و بعدها این شخصیت بزرگ در کنار «صفوان بن یحیی»، از دانشمندترین راویان اصحاب اجماع طبقۀ سوم به شمار آمد، اما گزارشهای اینچنینی نشان میدهد که یکی از آفات جریان افراطی غلو، شکلگیری گرایش تفریطی در برخی اصحاب ائمه اطهار (علیهمالسلام) به منظور مبارزه با آنها شد.
نتیجهگیری
قرآن کریم دربارۀ جاعلان و دروغپردازان در حریم الهی و معصومان (علیهمالسلام) ، هشدار جدّی دارد. همچنین معصومان (علیهمالسلام) نیز مقابلۀ شدیدی با این پدیده داشتند و برخلاف رویکرد تساهل، محورشان در مواجهه با ناملایمات بدخواهان روزگار، این بار هرگونه مسامحه با منتسبان واقعی به این جریان را به مثابۀ خارج شدن از دین خدا و از دست دادن ایمان الهی تفسیر کردند. دلایل متعددی بر علت برخورد شدید معصومان (علیهمالسلام) با این جریانها وجود دارد.
[٣٤٥] . اصول علم الرجال، ج٢، ص٤٢٠.
[٣٤٦] . رجال الکشی (اختیار معرفۀ الرجال)، ص٤٨٧.
[٣٤٧] . همان، ص٤٨٣.
[٣٤٨] . همان، ص٤٨٨.
[٣٤٩] . همان، ص٤٨٤.
[٣٥٠] . همان، ص٤٩٥.
[٣٥١] . همان، ص٤٩١ـ٤٩٢.