حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٨ - شیوه های مواجهه با در وغ و جعل حدیث غالیان

و ستد علمی در حوزۀ حدیثی شیعه رونق گرفت. نمونه‌های توصیۀ معصومان (علیهم‌السلام) به اصحاب جهت عرضۀ احادیث به ایشان بسیار است[٣٤١]؛ برای مثال، نقل شده است که امام صادق (علیه‌السلام) به یکی از یارانشان فرمود آنچه را که ابوالخطاب به ایشان نسبت می‌دهد، برای ایشان بازگو کند و پس ‌از آن‌که گفتار او دربارۀ خود را شنید، به تکذیب آن پرداخت.[٣٤٢] امام حسن عسکری (علیه‌السلام) نیز پس‌از آن‌که کتاب‌های بنی‌فضال به ایشان عرضه شد، فرمود: «آنچه را روایت کرده‌اند، اخذ کنید و نظریات شخصی‌شان را رها کنید.»[٣٤٣] البته در این میان، ائمه اطهار (علیهم‌السلام) چگونگی عرضۀ حدیث بر قرآن و به‌ صورت کلی معیارهای نقد احادیث را نیز مورد توجه قرار داده، پیروان خود را به تفقه در دین و آنچه از آن در دست دارند، ترغیب می‌کردند.

٢_٣. بایکوت راویان متهم به غلو

پیش‌تر اوامر مؤکد ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در زمینۀ پرهیز اصحاب از غالیان مورد توجه قرار گرفت. این روایات که صرف مجالست با غالیان را برای از دست رفتن ایمان کافی می‌دانستند[٣٤٤]، چنان تأثیر عمیقی بر جامعۀ شیعه نهاد که آن‌ها نه تنها از غلو و غالیان فاصله می‌گرفتند، بلکه ترس از دست رفتن دینشان، چنان واهمه‌ای ایجاد کرده بود که هر کسی را که به ترویج اندیشه‌هایی نزدیک به آموزه‌های آن‌ها می‌دیدند، ترک می‌گفتند. از این ‌رو می‌توان چنین ادعا کرد که از دیگر اقدامات اصحاب ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در مبارزه با جریان انحرافی غلو، بایکوت علمی راویان غالی یا متهم به غلو بود. اصحاب که همگی بر اساس دستور معصومان (علیهم‌السلام) از غالیان فاصله می‌گرفتند، هیچ‌گونه تعاملی چه از حیث اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و علمی با آن‌ها نداشتند.

ثمرۀ این رویکرد، بعدها و زمانی بیشتر نمایان شد که دسترسی به معصوم از میان رفت و دیگر این امکان وجود نداشت که روایتی به ایشان عرضه شود. در این هنگام، علمای مذهب به بررسی گزارش‌های رسیده دربارۀ توثیق و تضعیف و احوالات راویان حدیث پرداختند و سخت‌گیرانه هر کسی را که اندکی تجاوز از حد در روایات و یا رفتارش یافتند، متهم به «ارتفاع» کردند و پذیرش روایت او را منوط به سایر قرائن نمودند.

این مواجهه که گاه جنبۀ افراطی به خود می‌گرفت، سبب شد که نسبت به برخی راویان پرتکرار شیعه، نسبت غلو داده شده، به ضعف متهم شوند، چراکه


[٣٤١] . ر.ک: علوم حدیث، «عرضۀ حدیث بر امامان»، ش٦، صص ٢٩-٥٤

[٣٤٢] . رجال الکشی (اختیار معرفۀ الرجال)، ص٢٩١ـ٢٩٢.

[٣٤٣] . الإستبصار، مشیخه، ص٣١٧.

[٣٤٤] . صفات الشیعة، ص٧٢.