حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٧ - شیوه های مواجهه با در وغ و جعل حدیث غالیان
چنین گزارش میکند: «بر امام باقر (علیهالسلام) وارد شدم و ایشان از کیفیت احادیثی که نزد من بود، پرسش کرد و من پاسخ دادم: همانا از این احادیث نزد من زیاد است و تصمیم دارم آتشی به پا سازم و آنها {احادیث} را بسوزانم.»[٣٣٧]
هرچند علامه مجلسی در تبیین این گزارش، این سخن زراره را به حساب عدم ادراک او، به احادیثی حمل میکند که فضایلی به پیامبران الهی (علیهمالسلام) منتسب میکند[٣٣٨]، یا حتی میتوان چنین فرضی را مطرح کرد که زراره که پیش از گرایش به شیعه، عالمی برجسته در فقه اهل تسنن بود، هنوز از حال و هوای روایات و احادیث آنها خارج نشده بود و به همین دلیل چنین چیزی را بیان میکند، اما و با این حال نمیتوان از این نکته چشمپوشی کرد که روزگاری وجود داشته که بزرگترین محدث شیعه در عصر صادقین (علیهماالسلام) ، چنین دیدگاهی دربارۀ احادیث شیعه داشته است. همچنین از یونس بن عبدالرحمن که به «سلمان» عصر خویش معروف بود[٣٣٩]، نقل شده است که در عراق با تعدادی از کتابهای حدیثی که شامل روایات منسوب به امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) بود مواجه شده، آنها را برای عرضه خدمت امام رضا (علیهالسلام) میآورد. حضرت نیز پس از مشاهده روایات، تعداد بسیاری از آنها را تکذیب میکند و میفرماید: «همانا ابوالخطاب ـ که خدا او را لعنت کند! ـ به امام صادق (علیهالسلام) نسبتهای دروغ میداد؛ همچنین اصحاب او در احادیث ما دست میبردند که هنوز این روایات در کتابهای پیروان ما وجود دارد.»[٣٤٠]
در این وضعیت، شیعیان تنها اخباری را میپذیرفتند و بدان معتقد گشته، عمل میکردند که به صورت شخصی از خود معصوم و یا از یکی از نزدیکان مورد وثوق ایشان دریافت میکردند. کسانی هم که امکان دسترسی به معصوم برایشان میسر نبود، نه تمایل داشتند که به آنچه از معصوم در دستانشان قرار گرفته بود، تمسک کنند و نه میپسندیدند که از آنچه نزد عامه قرار داشت، بهره ببرند. با این حال، این حربه که میرفت دستآورد عظیم نسل طلایی راویان صادقین (علیهماالسلام) را به مخاطره انداخته، تمامی زحمات ایشان را در گردآوری میراث حدیثی ارزشمند شیعه به باد فنا دهد، با ابتکار عمل ائمه اطهار (علیهمالسلام) و اصحاب ایشان به شکست انجامید.
در چنین شرایطی بود که امامان (علیهمالسلام) فراخوان عرضۀ حدیث سر دادند و با عرضۀ احادیث به ایشان توسط اصحاب، بار دیگر اعتماد به منابع حدیثی بازگشت و داد
[٣٣٧] . تفسیر العیاشی، ج١، ص٣٢.
[٣٣٨] . ر.ک: بحارالأنوار، ج٢٥، ص٢٨٢.
[٣٣٩] . رجال الکشی (اختیار معرفۀ الرجال)، ص٢٠٣.
[٣٤٠] . همان، ص٢٢٤.