حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٣ - شیوه های مواجهه با در وغ و جعل حدیث غالیان

چگونه با برادرانشان در اموالشان به مساوات رفتار می‌کنند.»[٣٢١]

هم‌چنین امام باقر (علیه‌السلام) در حدیثی به بیان ویژگی‌های شیعه برای یکی از اصحاب خود پرداخت و ضمن ردّ این ادعا که صرف محبت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) برای شیعه بودن کفایت می‌کند، دوستی بدون عمل را بی‌فایده دانست و فرمود: «محبوب‌ترین بندگان نزد خداوند، پرهیزکارترین و عامل‌ترین فرد در اطاعت از اوست... کسی که مطیع خدا باشد، دوست ما و کسی که معصیت‌کار باشد، دشمن ماست، و کسی به ولایت ما نمی‌رسد، مگر با عمل و ورع.»[٣٢٢] ایشان در جای دیگر به اصحاب خود امر کردند که این پیام را به شیعیان خود برسانند که تنها با عمل به اوامر الهی است که می‌توانند به رضایت الهی و آنچه نزد او قرار گرفته، دست یابند.[٣٢٣]

امام صادق (علیه‌السلام) نیز در روایتی، یکی از علامات شیعه را «عدم مجالست با غالیان» ذکر کرده[٣٢٤]، به جماعتی از شیعیانی که به خدمت ایشان رسیده بودند، فرمود: «به‌ گونه‌ای باشید و رفتار کنید که زینت ما باشید، نه آن‌که باعث بدنامی ما شوید. با مردم نیکو سخن بگویید و زبانتان را از کلام ناپسند و قبیح حفظ کنید.»[٣٢٥]

این روایت‌ها که همگی بر عبادت و اهل طاعت بودن شیعیان دلالت دارند، به روشنی با برخی آموزه‌های غالیان، به‌ویژه شریعت‌گریزی، پرهیز از فرایض و عدم اطاعت از امامی که او را تا حد خدایی بالا می‌برند، در تنافی است و به ‌خوبی مسیر پیروان مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) با آن‌ها را نمایان می‌سازد.

١_٥. معرفی اصحاب قابل اعتماد

یکی دیگر از راه‌کارهای معصومان (علیهم‌السلام) در مبارزه با جریان انحرافی غلو، معرفی اصحاب و راویان قابل اعتماد است. ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در کنار اعلام برائت از سران غلو، اقدام به معرفی افرادی کردند که شیعیان می‌توانستند به راحتی و در کمال اعتماد و اطمینان، آموزه‌های دینی را از آن‌ها دریافت کنند. برای نمونه، امام صادق (علیه‌السلام) دربارۀ برخی از اصحاب خود و پدرشان می‌فرماید: «کسی یاد ما و احادیث پدرم را زنده نگه نداشت مگر زرارة بن اعین، ابوبصیر مرادی، محمد بن مسلم و برید بن معاویه عجلی، و اگر این‌ها نبودند کسی نبود که روایت‌های پدرم را استنباط کند. آن‌ها حفظ‌کنندۀ دین و امنای پدرم بر حلال و حرام بودند و آن‌ها کسانی هستند که در دنیا و آخرت به سوی ما می‌شتابند.»[٣٢٦]


[٣٢١] . قرب الإسناد، ص٧٨.

[٣٢٢] . الکافی، ج٢، ص٧٤ـ٧٥.

[٣٢٣] . همان، ص٣٠٠.

[٣٢٤] . مشکاة الأنوار، ص٦١ـ٦٢.

[٣٢٥] . أمالی (صدوق)، ص٤٠٠.

[٣٢٦] . الإختصاص، ص٦٦.