حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨١ - شیوه های مواجهه با در وغ و جعل حدیث غالیان
امام جواد (علیهالسلام) دربارۀ «ابوالسمهری» و «ابن ابیالزرقاء» که به نام ایشان، آموزههای ابوالخطاب را میان مردم منتشر میکردند و از این راه برای خود موقعیتی دست و پا کرده بودند، میفرماید: «خدا ابوالسمهری را که نسبتِ دروغ به ما میدهد، لعنت کند! او و ابن ابیالزرقاء گمان میکنند مردم را به سوی ما دعوت میکنند؛ من شهادت میدهم که من از این دو به سوی خداوند بیزاری میجویم. همانا این دو، فتنهگر و ملعون هستند.»[٣١٣]
امام حسن عسکری (علیهالسلام) نیز دربارۀ «محمد بن نصیر الفهری» و «ابنبابای قمی» که او مدعی نبوت از جانب ایشان بود، فرمود: «لعنت خدا بر این دو باد! این دو فتنهگر موذی، به نام ما مردم را چپاول میکنند.»[٣١٤]
شیوۀ مبارزه ائمه اطهار (علیهمالسلام) در ردّ سران غلو نشان میدهد که ایشان بیپروا و بدون در نظر گرفتن شرایط تقیه، به تکفیر و تفسیق این منحرفانِ منحرفکننده میپرداختند و تلاش میکردند با معرفی اهداف آنها، هر گونه ارتباط میان این جریان و مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) را نفی کرده، مردم را از خطراتی که این گروه میتوانست بر جامعۀ مسلمانان ایجاد کند، آگاه سازند.
١_٣. فرمان به فاصلهگیری
معصومان (علیهمالسلام) در مبارزه با جریان غلو که باعث انحراف برخی شیعیان و بدنامی شیعه نزد سایر مذاهب اسلامی شده بود، تنها به مبارزۀ فکری ـ عقیدتی و تکفیر سران این جریان اکتفا نکردند و پیروان خویش را به فاصله گرفتن از هر کسی که به نحوی با این جریان در ارتباط بود، امر کردند. برای نمونه، امام صادق (علیهالسلام) فرمود: «مراقب جوانان خود باشید که غالیان آنها را فاسد نکنند. همانا آنها بدترین مخلوقات خدا هستند؛ عظمت خدا را کوچک شمردهاند و برای بندگان خدا ادعای ربوبیت میکنند!»[٣١٥] همچنین ایشان پس از آنکه به اصحاب خود دربارۀ خطر ابوالخطاب و سایر غالیان هشدار داد، فرمود: «با آنها نشست و برخاست نکنید، با آنها آب و غذا نیاشامید، با آنها دوستی برقرار نکنید و به آنها ارث ندهید.»[٣١٦] امام صادق (علیهالسلام) دربارۀ عواقب تخلف از این امر، به برخی پیروانش فرمود: «کمترین چیزی که موجب خارج شدن فرد از ایمان میشود، مجالست با غالیان، شنیدن کلام آنها و تصدیق آنهاست.»[٣١٧]
[٣١٣] . رجال (علامه حلی)، ص٢٦٨.
[٣١٤] . رجال الکشی (اختیار معرفۀ الرجال)، ص٥٢٠.
[٣١٥] . أمالی (طوسی)، ٦٥٠.
[٣١٦] . رجال الکشی (اختیار معرفۀ الرجال)، ص٢٩٧.
[٣١٧] . صفات الشیعة، ص٧٢.