حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٠ - شیوه های مواجهه با در وغ و جعل حدیث غالیان

آیه مبارکه «هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّیَاطِینُ * تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِیمٍ»[٣٠٦]، نام این افراد را چنین ذکر می‌کند: «آن‌ها هفت نفر هستند: مغیرة بن سعید، بنان، صائد النهدی، الحارث الشامی، عبدالله بن الحارث، حمزة بن عمارة البربری و ابوالخطاب.»[٣٠٧]

هر کدام از ائمه اطهار (علیهم‌السلام) بسته به اقتضای زمان خویش، به‌ معرفی افرادی می‌پرداختند که در این بستر انحرافی جایگاهی می‌یافتند تا مردم و جامعۀ مسلمانان آن‌ها را بشناسند و از آن‌ها دوری بجویند. در همین زمینه، امام صادق (علیه‌السلام) که پرچم‌دار مبارزه با غالیان و جریان غلو بود، دربارۀ «ابوالخطاب» که خود را پیامبری از جانب ایشان معرفی کرده بود، فرمود: «لعنت خدا، ملائک و تمامی مردم بر ابوالخطاب! به خدا شهادت می‌دهم که او کافر، فاسق و مشرک است و با فرعون در روز و شب و در شدیدترین عذاب‌ها محشور می‌شود.»[٣٠٨]

هم‌چنین ایشان در جای دیگر و نسبت به یکی دیگر از سران غلو به نام «بشار الشعیری» فرمودند: «از نزد من برو که خدا تو را لعنت کند! به خدا قسم، سقف هیچ خانه‌ای بر سر من و تو سایه نخواهد افکند!»[٣٠٩] امام صادق (علیه‌السلام) دربارۀ «مغیرة بن سعید» که سبب گمراهی عدۀ زیادی شده بود و روایات بسیاری را جعل کرده، به ائمه اطهار (علیهم‌السلام) به‌ویژه امام باقر (علیه‌السلام) نسبت می‌داد، فرمود: «خداوند مغیرة بن سعید را لعنت کند!... همانا مغیره بر پدرم دروغ می‌بست؛ به همین دلیل خداوند ایمانش را از او گرفت، و همانا گروهی نیز به من نسبتِ دروغ داده‌اند که خداوند داغی شمشیر را بر آن‌ها بچشاند!»[٣١٠]

امام کاظم (علیه‌السلام) نیز که به‌ نحو دیگری درگیر این جریان انحرافی شده بود، دربارۀ «محمد بن ‌بشیر» که ایشان را خدا می‌دانست، فرمود: «خدا محمد بن بشیر را لعنت کند و حرارت آهن را به او بچشاند! او به من نسبتِ دروغ می‌دهد. خدا از او بیزار است و من نیز از او به خدا بیزاری می‌جویم؛ خداوندا! من از آنچه ابن‌بشیر به من نسبت می‌دهد، بیزارم.»[٣١١]

هم‌چنین امام رضا (علیه‌السلام) «محمد بن فرات» را به دلیل دروغ‌گویی و نسبت آن به ایشان، مورد لعن و نفرین قرار داد.[٣١٢]


[٣٠٦] . شعراء: ٢٢١ـ٢٢٢.

[٣٠٧] . رجال الکشی (اختیار معرفۀ الرجال)، ص٣٠٢.

[٣٠٨] . همان، ص٢٥٩.

[٣٠٩] . همان، ص٣٠٧.

[٣١٠] . همان، ص٢٢٥.

[٣١١] . همان، ص٤٨٣.

[٣١٢] . همان، ص‌٥٥٤.