حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٩ - مخاطب حدیث و نقش آن در شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه
مهم آنکه، هنگام مواجهه با روایات باید دقت داشت که اطلاعات و معلومات راوی اول و مخاطب مستقیم معصومان (علیهمالسلام) چه مقدار بوده است؛ آیا راوی از علما و فقهاست یا اینکه برای حاجت شخصی به امام مراجعه کرده است. در صورت دوم، امکان قضیۀ خارجیه بودن روایت قوّت پیدا میکند و تا اثبات عمومی نبودن حکم و یا اثبات انتقال تمامی قرائن مقام تخاطب، نمیتوان حکم به قضیۀ حقیقیه بودن آن داد.[٢٠٦] همچنین اهلیت راوی میتواند دلیل بیان معارف بیشتر و عمیقتر باشد. بنا بر نقل شیخ صدوق، حسن بن علی بن فضال ـ از فقها و اصحاب جلیلالقدر[٢٠٧] ـ از امام رضا (علیهالسلام) علت کنیه گرفتن پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به «ابوالقاسم» را جویا شد. امام در مرتبۀ نخست، جواب عمومی و متداول دادند، ولی پس از اصرار و درخواست بیشتر، امام علت تکّنی را امر دیگری معرفی میکنند؛ موضوعی که بیان آن برای عموم افراد جامعه ممکن نیست. درخواست راوی و بیان «فَهَلْ تَرَانِي أَهْلاً لِلزِّيَادَة» و اینکه امام در پاسخ ابنفضال فرمودند: «نعم» (تو را اهل این زیاده میدانیم)، موجب بیان بیشتر حضرت میشود.[٢٠٨] در نتیجه، معلومات و موقعیت راوی نزد امام، موجب بیان معارف بیشتر میشود.
دوم: ظرفیت مخاطب
یکی از معیارهای تعلیم و تعلّم، بیان مطالب بسته به ظرفیت مخاطب است[٢٠٩]؛ هرچه ظرفیت مخاطب بیشتر باشد، مطالب بیشتری به او آموزش داده میشود. معصومان (علیهمالسلام) نیز این شیوه را در برخورد با اصحاب و مخاطبان مراعات میکردند و به عنوان دستوری عمومی میفرمودند: «با آنان مدارا کنید که عقل آنان به این مرتبه نرسیده است.»[٢١٠] در مواردی نیز به این موضوع تصریح کردهاند؛ ذریح از امام صادق (علیهالسلام) دربارۀ آیه شریفه: «ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ»[٢١١]؛ میپرسد. امام
[٢٠٦] . سؤال و جوابِ جزئی راویان با برخی استفتائات امروزی مطابقت دارد و با برخی دیگر متفاوت است؛ استفتائاتی که به صورت کتبی یا تلفنی از دفتر مراجع عظام پرسیده میشود، از آن جهت که فرد سؤالکننده مشخص نیست، سؤال و جواب به صورت کلی مطرح میشود، ولی اگر فرد سؤالکننده و پیشینۀ آن معلوم باشد و وارد جزئیات شود ـ یا اینکه پاسخدهنده جزئیات را بداند ـ نتیجه متفاوت خواهد بود و این دسته را میتوان قضیه خارجیه دانست. همچنین در سؤال از معصوم، علم امام نیز دخالت است و این تفاوت را با استفتائات امروزی دارد؛ معصوم از جزئیات زندگی راوی آگاه است و لحاظ برخی مسائل را دارد، برخلاف فتوا که فقط مصلحت حکم و جامعه مدنظر فقیه است.
[٢٠٧] ر.ک: رجال النجاشی، ص٣٤، ش٧٢؛ الفهرست، ص١٢٣، ش١٦٤.
[٢٠٨] . ر.ک: معاني الأخبار، ص٥٢، ح٣؛ علل الشرائع، ج١، ص١٢٧، ح٢؛ عيون أخبار الرضا(ع)، ج٢، ص٨٥، ح٢٩.
[٢٠٩] . این قسم، به قسم اول از جهت مفهومی بسیار نزدیک است و مصادیق مشترک فراوانی دارد، ولی اینجا سعۀ وجودی و معرفتی راوی مورد نظر است؛ برخلاف نوع اول که دانش و علم راوی مورد توجه بود.
[٢١٠] . رجال الکشی، ص٤٨٨، ح٩٢٩.
[٢١١] . حج: ٢٩.