حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣١ - اعتبارسنجی سندی و محتوایی روایت جدل امام علی (علیهالسلام) با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)
مدینه زندگی میکرده و در برههای به شام رفته و در آنجا اقامت کرد.[١٣٧] از او به عنوان عالم عصر خود یاد شده است؛ عالمی که روایات بسیاری را در ذهن خود داشته و از بسیاری نقل حدیث میکرده و بسیاری نیز از او نقل حدیث میکردهاند.[١٣٨] بنا بر نظر اکثریت شیعه[١٣٩]، او دارای مذهب سنی است. زهری با اینکه از علما و بزرگان اهلسنت بود، روایتهای مختلفی را از امام سجاد (علیهالسلام) و دیگر امامان نقل کرده است[١٤٠] که در برخی منابع روایی شیعی ذکر شدهاند.[١٤١]
١. زُهری در دربار امویان
زُهری در زمان حكومت عبدالملك بن مروان، به منظور برخورداری از ثروت و رفاه دربار بنیامیه، عازم دمشق شد[١٤٢] و از علم و دانش خود برای نزدیک شدن هرچه بیشتر به دربار استفاده کرد. عبدالملك او را مورد تكریم و احترام قرار داد، برای او از بیتالمال مقرری تعیین كرد، بدهیهایش را پرداخت و خدمتگزاری در اختیارش قرار داد و بدین ترتیب زهری در ردیف نزدیكان و همنشینان عبدالملك قرار گرفت.[١٤٣] از اینجا بود كه پیوستگی زهری به دربار بنیامیه آغاز گردید. او طعم شیرین رفاه، تنعم و برخورداری از لذات زندگی درباری را در دستگاه عبدالملك چشید، و لذا پس از او همچنان در دربار فرزندان وی همچون ولید، سلیمان، یزید، هشام و همچنین در دربار عمر بن عبدالعزیز جای داشت.
یزید بن عبدالملك، زهری را به منصب قضا منصوب كرد. او پس از یزید، در دستگاه حكومت هشام بن عبدالملك از احترام و موقعیت خاصی برخوردار شد و هشام او را معلم فرزندان خود قرار داد.[١٤٤] وی این سِمت را تا آخر عمر خود به عهده داشت. هشام هشتادهزار درهم قرض او را پرداخت.[١٤٥] زهری آنچنان به زندگی درباری و رفاه و تنعم خاصّ آن خو گرفته بود كه در اواخر عمرش به وی گفتند: «كاش در این اواخر عمر، در شهر مدینه اقامت میگزیدی و در مسجد پیامبر پای یكی از ستونها مینشستی و ما نیز پیرامون تو مینشستیم و به تعلیم مردم میپرداختی!» و او پاسخ داد: «اگر چنین كنم پوستم كنده میشود، و این كار به صلاح من نیست،
[١٣٧]. موسوعة طبقات الفقهاء، ج١، ص٥٢٤.
[١٣٨]. الأنساب، ج٦، ص٣٥٠.
[١٣٩]. الوافی، ج١١، ص٤٠ـ٤١؛ رجال ابنداود، ص٥٠٥.
[١٤٠]. موسوعة طبقات الفقهاء، ج١، ص٥٢٤.
[١٤١]. برای نمونه ر.ک: الکافی، ج٢، ص١٣٠؛ الجعفریات (الأشعثیات)، ص٢١٤؛ تهذیب الأحکام، ج٤، ص١٦٤.
[١٤٢]. سیر اعلام النبلاء، ج٥، ص٣٢٨.
[١٤٣]. البدایة و النهایة، ج٩، ص٣٤٦ـ٣٤١.
[١٤٤]. سیر اعلام النبلاء، ج٥، ص٣٢٨ـ٣٣١.
[١٤٥]. البدایة و النهایة، ج٩، ص٣٤٣.