حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٤ - چگونگی مواجهۀ اهلبیت (علیهمالسلام) با اهل کتاب

جامعۀ مسلمین مبادرت به نوشیدن شراب کرده‌اند، می‌فرمایند: «اگر در منازل، عبادتگاه‌ها و معابدشان مرتکب این عمل شده‌اند تا زمانی که میان مسلمانان جریان پیدا نکرده، متعرض آنان نشوید.»[٤٤٧]

و یا در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که حضرت علی (علیه‌السلام) به والی خود در مصر، محمد بن ابی‌بکر نوشتند‌: «زن یهودی‌ای که زنا کرده است، به اهل ملت خودش بسپارید تا به هر نحوی که خواستند بر او حکم جاری کنند.»[٤٤٨]

از احادیث مزبور روشن می‌شود که حضرت در تعامل با آحاد جامعه و از جمله با هر یک از غیرمسلمانان اهل کتاب، نه تنها به مساوات برخورد می‌کردند که حتی با اهل کتاب بر اساس قانون خودشان و کتب مقدسشان عمل می‌کردند و یا به دست حاکمان شرع خودشان می‌سپردند تا خود آن‌ها نسبت به هم‌کیشانشان، حکم شرعی را اجرا کنند. این نحوۀ برخورد حضرت (علیه‌السلام) با اهل کتاب در زمانی رخ داده بود که حکومت اسلامی در اوج اقتدار و گسترۀ جغرافیایی بزرگی بود و اهل کتاب نیز در اقلیت بودند و ایشان می‌توانستند بدون کوچک‌ترین مشکلی، بر اساس قوانین اسلامی حکم صادر کرده و قضاوت کنند؛ اما در عین حالی که بعضی اعتقادات و احکام آن‌ها بر طبق موازین شرع اسلام نبود، ولی حضرت بر اساس اصول اخلاقی و تکریم شخصیت انسانی و احترام به ادیان ابراهیمی، قوانین آن‌ها را محترم شمرده و این رخصت را داده بودند که غیرمسلمان بر اساس دین خودش به مجازات عمل خود برسد.

در منظر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) حکومت وظیفه دارد در برابر یکایک افراد جامعه که در قلمرو حکومت اسلامی زندگی می‌کنند، به رعایت حقوق عمومی افراد جامعه، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، حساسیت داشته باشد و نه تنها خود نسبت به ادای حقوق آن‌ها اهتمام ورزد، بلکه نسبت به مراعات این حقوق توسط دیگران نیز نظارت جدی نماید.

وفاداری در پیمان‌ها

پای‌بندی به مفاد پیمان‌نامه‌ها نه تنها دربارۀ مسلمانان، بلکه دربارۀ غیر ایشان و حتی دشمنان نیز مورد توصیه و تأکید قرار گرفته است. طبیعی است که شمول این توصیه، اهل کتاب را نیز در بر می‌گیرد.

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در نخستین‌ روزهای‌ هجرت‌ خود به مدینه، با یهودیان آن شهر پیمان‌نامه‌ای به امضا رساندند و با انعقاد این‌ پیمان‌، قبایل‌ مختلف‌ مدینه‌ را


[٤٤٧] . الکافی، ج٨، ص٢٢٨، ح٥؛ ج٨، ص٢٢٩، ح٨.

[٤٤٨] . وسائل الشیعه، ج٢٨، ص٨٠، ح٥