حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢
خیر و نور و عدل از یک طرف و شر و ظلمت و ظلم از طرف دیگر به انسانها مربوط نیست ، اینها همه تابع نظام تولید است ، نظام تولیدی گاهی جبرا ایجاب میکند عدل را و گاهی جبرا ایجاب میکند نقطه مقابلش را . براین اساس مارکسیسم برای تاریخ جوامع سیر واحدی را بیان میکند که همه جوامع ضرورتا باید آن را طی کنند این مراحل عبارتند از دوره اشتراک اولیه ، دوره برده داری ، دوره فئودالیسم یا ارباب و رعیتی ، دوره بورژوازی و سرمایه داری ، دوره سوسیالیسم و کمونیسم در دوره اشتراک اولیه ، از آغاز پیدایش انسان ، بشر مراحل اول زندگی اجتماعی را طی میکرد و هنوز موفق به کشف کشاورزی نشده بود ، هنوز موفق به کشف دامپروری نشده بود ، هنوز صنعتش پیشرفت نکرده بود ، ابزار تولیدش بسیار ابتدائی بود تنها سنگهای تیزی پیدا کرده بود که حیوانات را شکار کند ، او با این ابزارهای ساده و معمولی فقط میتوانست به اندازه خودش تولید کند زندگیش مثل پرندگان بود که صبح گرسنه از آشیانه بیرون میآیند و تا غروب دنبال غذا میروند و وقتی سیر شدند به آشیانه برمیگردند و دوباره صبح گرسنه میروند و عصر سیر برمیگردند قهرا این وضع تولید اقتضا میکرد که انسانها با هم خوب باشند ، روابط اجتماعی برادرانه داشته باشند ، مثل یک گله آهو که با هم دعوا ندارند ، صبح میروند چرا و عصر برمیگردند و برادروار زندگی میکنند دشمنی با طبیعت و حیوانات درنده هم باعث اتحاد و دوستی آنها میشد ، چیزی هم که باعث جنگ و نزاع باشد در بین نبود ثروت و مالی نبود