شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧
سبب شده است .
از آنچه گفته شده معلوم شد که این قوای مختلف که در وجود انسان یا
حیوان فعالیت میکنند فعالیتشان در عرض یکدیگر نیست ، بلکه در طول
یکدیگر است . یعنی چنین نیست که همه مستقیما و مشترکا در فعل اثر داشته
باشند ، بلکه آنچه مستقیما اثر دارد قوای عامله است و قوای شوقیه در
قوای عامله اثر میگذارد و باز قوای مدرکه در قوای شوقیه اثر میکند ، پس
در حقیقت سلسلهای از علل را تشکیل میدهند . ذکر این نکته لازم است که در
میان قوای ادراکی آن چیزی که از مبادی فعل است یعنی آن چیزی که قوای
شوقیه و اراده را به حرکت در میآورد قوهء خیالیه و قوهء عاقله است ،
قوهء خیال تمایلات شوقی و حیوانی را بر میانگیزد و قوهء عقلانی اراده
عقلانی را . این مطلب نیازمند به بحث طولانی است که اکنون جای آن نیست
. اجمالا اینکه " شوق " جزئی و حیوانی است و " اراده " کلی و انسانی
است ، شوق مبداء فعالیتهای التذاذی و اراده مبداء فعالیتهای تدبیری
است .
مقدمه چهارم :
قوای مدرکه به نوبه خود سه یا چهار مرتبه دارند : مرتبه احساس ، مرتبه خیال ، مرتبه عاقله ( بعضی قوهء واهمه را مرتبه جداگانه گرفتهاند ) . [١]مقدمه پنجم :
این نکته واضح است که اینکه در گذشت گفته شد هر فعلی غایتی دارد به[١] در اینجا لزومی ندارد که بیش از این دربارهء مراتب ادراک سخن گفته شود . برای توضیح بیشتر به مبحث " اتحاد عقل و عاقل و معقول " و مبحث " معقولات ثانیه " مراجع شود .