دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣
٣. اجماع امّت اسلامى بر نياز به سنّت
اجماع مسلمانان در عمل كردن به سنّت و معتبر دانستن آن به عنوان دومين منبع معرفت دينى در كنار قرآن نيز ، دليل ديگرى بر ردّ ديدگاه نخست ، محسوب مى شود.
ديدگاه دوم . نياز مطلق به سنّت در معرفت دينى
در مقابل ديدگاه نخست ، نظريه ديگرى وجود دارد كه بر اساس آن ، شناخت قرآن براى عامّه مردم ، ممكن نيست و آنان براى تفسير قرآن و عمل كردن به آن ، حتما بايد به سنّت ، مراجعه كنند. اين ديدگاه ، نخستين بار به برخى صحابيان و تابعيان نسبت داده شده است . از عبيد اللّه بن عمر ، نقل شده است : لقد أدركت فقهاء المدينة ، و إنّهم ليعظّمون القول فى التفسير ، منهم : سالم بن عبد اللّه ، و القاسم بن محمّد ، و سعيد بن المسيّب ، و نافع . [١] من ، فقهاى مدينه را درك كردم . آنها گفتن تفسير را گران مى شمردند . از جمله ايشان است : سالم بن عبد اللّه ، قاسم بن محمّد، سعيد بن مسيّب و نافع . و درباره سعيد بن مُسيَّب ، چنين نقل شده است : إنّهُ كان إذا سُئل عن تفسير آية من القرآن، قال: أنا لا أقول فى القرآن شيئاً . [٢] هر گاه تفسير آيه اى از قرآن را از وى مى پرسيدند ، مى گفت : من ، درباره قرآن ، چيزى نمى گويم . و از شعبى نقل شده كه گفت :
[١] تفسير الطبرى : ج ١ ص ٣٧ (جزء اول) ، تفسير ابن كثير : ج ١ ص ١٧ .[٢] تفسير الطبرى : ج ١ ص ٣٧ (جزء اوّل) ، تفسير ابن كثير : ج ١ ص ١٧ .