مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٨٢
مقابل آن مسؤول مىباشند. حكومت فرانسه از اين قسم مىباشد، با اين تفاوت كه، رئيس جمهور از اختيارات وسيع و گسترده بهرهمند مىباشد و وزراء كه منتخب پارلمان هستند، در مقابل آن پاسخگو مىباشند. «١» ٣- قوه قضائيه:
قوه قضائيه در ميان قواى سه گانه كشور (مجريه، مقننه و قضائيه)، از لحاظ داشتن قدرت؛ اهميت اندكى دارد. برخى آن را در زمره نهادهاى سياسى به شمار نمىآورند. «٢» قوه قضائيه بر اساس قوانين، مقررات، رويه قضايى و عرف و عادتهاى مسلّم به اختلافهايى كه ميان مردم جامعه يا ميان شهروندان و دولت يا ميان خود سازمانهاى عمومى بروز مىكند، رسيدگى كرده و با تصميمها و حكمهاى قضايى به اختلافها پايانمىدهد.
قوه قضائيه در برخى از كشورها علاوه بر وظايف قضايى، ناظر به حُسن اجراى قانون اساسى نيز مىباشد. چنانچه، «ديوان عالى» ايالات متحده آمريكا، رسيدگى به عدم مغايرت مصوبههاى قوه مقننه و تصميماتى قوه مجريه با قانون اساسى آن كشور را بر عهده دارد. «٣» د- حاكميت تعريف حاكميت واژه حاكميت را نخستين بار «ژان بُدَن» فرانسوى بكار برد. حاكميت از ديدگاه وى عبارت است از:
قدرت فرمانروايى و اجبار به اطاعت از دولت، بدون آنكه خود از هيچ شخصى در روى زمين فرمان ببرد و يا تحت اجبار قرارگيرد. «٤» در واقع، حاكميت، آن قدرت عاليه و مافوقى است كه كليه نهادهاى اقتدار با منتسب