مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٢٤
فرمانروايان و فرمانبرداران. فرمانروايان، قدرت و توانايى تأثيرگذارى بر فرمانبرداران را داشته، آنها را به اطاعت وا مىدارند. وظيفه علم سياست، بررسى هر جامعه و گروهى است كه صفت «قدرت» در آن وجود داشته باشد. از اين رو، قدرت موضوع علم سياست است. «١» ج- موضوع علم سياست «قدرت سياسى» است.
«قدرت سياسى» آن قدرتى است كه قلمرو و اعمال قدرت از پهنه خصوصى (فردى) و محدود فراتر رفته و كل يك گروه و يا جامعه سياسى (كشور- ملّت) را در برگيرد. اين قدرت با داشتن ابزارهاى اجبار و فشار (مانند پليس- ارتش) مىتواند حربه زور را در اعمال قدرت به كار برد. «٢» طرفداران اين تئورى وظيفه علم سياست در دنياى معاصر را بررسى و تحقيق قدرت در جامعه سياسى و در سطح كلان مىدانند. «٣» د- موضوع علم سياست در تجزيه و تحليلهاى نوين:
در پايان لازم است به اين نكته اشاره كنيم كه: موضوع علم سياست، از ديدگاه محققان و تحليلگران علوم سياسى در دهههاى اخير، شامل سه مسأله كلى يعنى «رفتار سياسى»، «نهادهاى سياسى» و «پديدههاى سياسى» مىباشد رفتار سياسى و رهبران و نخبگان سياسى، آراى انتخاباتى و حمايت از يك حِزب يا مخالف با آن و ... است.
نهادهاى سياسى در برگيرنده نهادهاى حكومتى مانند پارلمان احزاب سياسى، اتحاديهها و انجمنها مىباشد. پديدههاى سياسى نيز دلالت مىكند به مسائلى چون انقلابها، جنگ و بحرانها.