دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢

حقيقت اين است كه چنين پيشداوريهايى در مورد دين، از يك سو، ريشه در جهل و بى خبرى اين گونه افراد از مبانى دين و مذهب داشته، از سويى ديگر، نشأت گرفته از برخورد غلط و متعصب آميز كليسا در قرون وسطى مى باشد. كليسا، در عصر حاكميت خويش، وسيله اى جهت ترويج جهل، خرافات و ظلم در آمده، هر صداى آزادى خواهى را خفه مى‌كرد، عقل را در برابر عقيده نفى كرده، علم را به چار چوبى محدود مى‌ساخت كه خود ترسيم مى‌كرد. بدين ترتيب، شرايط غرب بگونه‌اى بود كه ميان دين و تمدن، تناقض وجود داشت و تنها با سست شدن دين بود كه تمدّن رشد كرد، در حالى كه شرايط جوامع ديگر و پيروان اديان ديگر، «١» بويژه مسلمانان، كاملًا متفاوت بود.
در جوامع اسلامى، نه تنها دين در تضاد و تعارض با تمدّن نبود، بلكه بزرگترين پشتوانه آن نيز به شمار مى آمد؛ به شهادت تاريخ، دين بود كه در يك منطقه كويرى چون جزيرة العرب، تمدنى را پى ريزى كرد كه طى يك قرن، به بزرگتري دانش اجتماعى(٢) ٤٣ علل عقب ماندگى ص : ٤٣ ن تمدّن جهان مبدّل گشت. از اين گذشته، بر خلاف جوامع غربى، هرگاه مسلمانان از عقايد دينى مستحكم برخوردار بودند، به پيشرفتهايى در دانش و تمدّن نائل گشتند و هر زمانى كه عقايد دينى در ميان آنها به سستى گراييد، پيشرفت در زمينه تمدّن نيز متوقّف گرديد. «٢» از اين رو، اديان آسمانى نه تنها مانع رشد عقل و دانش بشرى نيستند، بلكه همواره زمينه ساز رشد و شكوفايى آن دو و عامل اصلى تمدّن نيز به شمار مى‌آيند. دكتر «آلكسيس كارل» فيزيولوژيست و جراح معروف جهان با بيان اين نكته كه مذهب پايه حقيقى تمدّن است، مى‌نويسد:
«چيزى را كه بايد مورد توجه قرار داد، اين است كه اصول مذهب در تمدّن قديم اساس زندگى اجتماعى و خانوادگى افراد بود و مردم از روى همان قوانينى توانستند با يكديگر تماس گرفته،