علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢١
Gوَطَعَامُ الَّذِينَ أُوْتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْF؛[٤٠]
طعام اهل کتاب بر شما حلال است و طعام شما [نيز] بر آنان حلال است.
اهميت فهم معناي دقيق اين واژه و آيه
از آنروست که فقيهان و مفسّران را به
دو دسته تقسيم کرده است؛ گروهي بر اين مطلب تأکيد دارند كه
مراد از طعام در اين آيه، حبوبات خشک مانند گندم، برنج، عدس، ماش و لپه
است. در مقابل، برخي ديگر ميکوشند طعام را گستردهتر معنا کنند
و مدّعى شدهاند كه اين لفظ، گوشت و غذاى پخته اهل كتاب را نيز دربر
ميگيرد که در نتيجه، تمام غذاهاى اهل كتاب، حتّى ذبيحه آنها
نيز حلال خواهد بود.
احمد بن فارس قزوينى، اصل معنايي واژه طعام را به خوردني و چشيدني معنا کرده و نقل ميکند که برخي طعام را فقط به معناي گندم شمردهاند و عبارت «صاعا من الطعام» را در حديث ابوسعيد خدرى، شاهد بر آن گرفتهاند.[٤١] شبيه اين عبارت نيز از قول ساير لغويان نقل شده است.[٤٢]
بنابر نظر اهل لغت، طعام، معنايى گسترده دارد و حبوباتي همچون گندم و عدس و همچنين گوشت و غذاى خام و پخته اهل کتاب را در بر ميگيرد.
شهيد ثانى; از فقهاى مدافع اين ديدگاه است. ايشان در کتاب مسالک الافهام، بحثى مفصّل و بلكه رسالهاي در ضمن اين كتاب آورده[٤٣] و به بررسى روايات ذبيحه اهل كتاب پرداخته و در نتيجه قائل به حليّت آن شده است.
از مفسّران معاصر، مرحوم آيتالله صادقى تهراني[٤٤] و مرحوم علامه محمدجواد مغنيه در تفسير[٤٥] و نيز كتاب فقهى[٤٦] خود بر اين نکته اصرار دارند. همچنين آيتالله جوادى آملى در تفسير تسنيم، آن را پذيرفته و مدّعى است لفظ «طعام» در خود قرآن کريم، در معنايى گسترده به کار رفته است. هر سه بزرگوار براي تأييد کلام خويش، موارد کاربرد اين واژه را
[٤٠]. مائده، ٥.
[٤١]. نک: معجم مقاييس اللغه، ج٣، ص٤١٠.
[٤٢]. نک: لسان العرب، ج١٢، ص٣٦٣.
[٤٣]. نک: مسالک الافهام، ج١١، ص٤٥١.
[٤٤]. نک: الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج٨، ص٩٦.
[٤٥]. نک: تفسير الكاشف، ج٣، ص١٩.
[٤٦]. نک: فقه الامام الصادق٧، ج٤، ص٣٥١.