روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٩٩٩ - روزشمار جنگ سه شنبه ١٥ آذر ١٣٦٢ ١ ربیع الاول ١٤٠٤ ٦ دسامبر ١٩٨٣
ارتباطات با ارتشی ها، افسران، درجه داران و همافران و نیروهای ژاندارمری و شهربانی بودند. در اوایل سال ١٣٥٩، به دستور آقای کیانوری قرار بر این شد که تشکیلات ارتش که به تدریج افراد ارتشی داشت زیاد می شد درواقع یک تشکیلات جداگانه ای پیدا بکند. این جهتش این بود که کار مخفی تر شود و درواقع ضمانت بیشتری برای حفظ این افراد وجود داشته باشد. به این ترتیب از آغاز سال ١٣٥٩ بعضی از کادرهای باسابقه تشکیلات مخفی که قبل از انقلاب فعالیت می کردند از تشکیلات مخفی جدا شدند و در یک یا دو شاخه مجزا افراد ارتشی زیر نظر آنها قرار گرفتند و این ترکیب یعنی ترکیب دو شاخه مجزای ارتش که با مسئولیت عده ای از کادرهای غیرارتشی تشکیلات مخفی تا زمان دستگیری ما به همین صورت ادامه پیدا کرد. ...
برای حفظ تشکیلات و اعضای آن رهنمودهای امنیتی خاصی داده می شد. ارتباطات همه انفرادی بود. هر عضو ارتشی زیر نظر یکی از مسئولین غیر ارتشی کادرهای حزبی بود و رهنمودهایی داده می شد و برای اینکه آنها باید چطور عقایدشان را بپوشانند و حتی منافقانه تظاهر به اسلام بکنند و به این ترتیب بتوانند در محل شغلی خودشان موقعیتشان را تثبیت کنند و حتی موقعیت های تازه ای به دست بیاورند. پس اهداف مرحله ای تشکیلات این بود که درواقع یک کار اطلاعاتی منظم انجام بدهد. از درون ارتش همان محل های شغلی یا ازطریق تماس با افراد ارتشی و یا مقامات سیاسی کشور که بعضی از افراد نظامی امکان تماس با آنها را داشتند، اطلاعاتی جمع آوری می شد. این اخبار توسط من به آقای کیانوری داده می شد. غیر از این البته یک سری اطلاعات نظامی خاصی هم بود که مستقیماً شوروی ها از حزب خواسته بودند و آقای کیانوری دستور داده بود که من تهیه کنم که آنها هم در چندین مرحله تهیه شد و به شوروی داده شد. ... سیاست حزب در گسترش فعالیتش در داخل ارتش و کوشش آن برای اینکه یک سازمان مخفی و قدرتمند به وجود بیاورد بی شک این بوده که در درازمدت در لحظه مناسبی که البته چه زمانی برای من مشخص نبود، بتواند با واردکردن ضربه خاصی قدرت را به دست بگیرد که بی شک هدف نهایی حزب همین بوده است و وضعی می شود گفت نظیر افغانستان که الآن جلوی چشم ماست می توانست به وجود آید. ... قصد این بوده است که وضعی شبیه افغانستان به وجود آید و با یک ضربت احتمالی در یک شرایط خاصی مثلاً بحرانی که در کشور باشد بشود این ضربت را وارد کرد و بعد با کمک نیروهای خارجی و شوروی درواقع بشود وضع جدیدی را در ایران تثبیت کرد. ... به طورکلی تاریخچه این است و اگر سؤالاتی باشد من پاسخ می دهم. ...
رئیس دادگاه: آقای پرتوی توضیح بدهید که مسئولین شاخه های نظامی چه کسانی بودند؟
پرتوی: در آغاز سال ١٣٥٩ دو شاخه مجزای نظامی به وجود آمد که مسئول یکی از آنها آقای شاهرخ جهانگیری بودند که این شاخه افراد ارتشی در نیروی هوایی و نیروی دریایی را در خودش متمرکز کرد و شاخه دوم به مسئولیت آقای معزز بود که بخش نیروی زمینی، شهربانی و ژاندارمری را در خودش متمرکز می کرد و البته غیر از آقایان که مسئول هرکدام از این شاخه ها بودند چند نفری هم از کادرهای باسابقه تشکیلات زیر مسئولیت آقایان فعالیت می کردند.
رئیس دادگاه: حالا توضیح دهید که آقای افضلی از کی با شما رابطه پیدا کرد و چه نوع فعالیت هایی را با شما داشت؟
پرتوی: بار اول، ارتباط آقای افضلی را تقریباً در اواسط سال ١٣٥٨ آقای کیانوری به من دادند و من به آقای معزز دادم که ایشان با او شخصاً تماس گرفتند و تا اوایل سال ١٣٥٩ ایشان مستقیماً تماس داشتند با آقای افضلی. ...
بعد از اوایل سال ١٣٥٩، من مستقیماً با آقای افضلی چند ماهی تماس داشتم که این تماس با دستگیری من برای چند ماه قطع شد و بعداً درحدود دی ماه سال ١٣٥٩ بود که من مجدداً با آقای افضلی ارتباط گرفتم.
در این مدتی که من ارتباط نداشتم آقای معزز این ارتباط را همچنان حفظ می کردند که این شکل تماس تا زمان دستگیری ما ادامه داشت. ...
در جلساتی که با ایشان داشتیم راجع به اطلاعات یا خبرهای مختلفی که در طول هفته (چون اغلب هفته ای یک بار ما دیدار داشتیم) به دست می آوردند صحبت می کردند و البته شفاهی بود کتباً چیزی