روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٢٩ - روزشمار جنگ چهارشنبه ١٦ آذر ١٣٦٢ ٢ ربیع الاول ١٤٠٤ ٧ دسامبر ١٩٨٣
معتقدیم خطر داشت ولی همین اندازه که این اطلاعات سری بود برای بیان و افشای اسرار و صدق عنوان جاسوسی کافی است خود شما اظهار کردید اطلاعات سری را دارید. شما اطلاعاتی دادید به حزب که آنها به دشمن رد کردند و در پرونده آنان هست که آنها سری و محرمانه بوده و ازنظر تحقق عنوان قانونی یک چنین چیزی وجود ندارد که آیا بعد از عمل بگوییم یا قبل از عمل، یعنی همان حرفی که خودتان اعتراف کردید عرض می کنم و الا بیش از اینها هست، اما این مسئله که شما اطلاع نداشتید از اینکه ارتباط شما با آقای پرتوی یک ارتباط تشکیلاتی مخفی است و خودتان را یک عضو ساده معرفی کردید یک چنین مطلبی باتوجه به اظهارات جلسه اخیر آقای پرتوی هم متناقض است. ایشان گفتند ما رسماً نگفته بودیم که چکاره هستیم ولی کسانی که با ما در ارتباط بودند باتوجه به سابقه حدس می زدند. ... این جمله را دو مرتبه گفتند یک مرتبه دررابطه با تمام افراد نظامی که با این تشکیلات ارتباط داشتند و یک بار هم دررابطه با ارتباط خود شما چون صریحاً این مطلب را گفتند که ما رسماً نگفته بودیم ولیکن ایشان باتوجه به سابقه شان می دانستند که ما چه کاره ایم که خیلی راحت از اظهاراتشان فهمیده می شود که ایشان می خواهند بگویند ما نگفتیم، ولی او می دانست دیگر اینکه اگر شما از تشکیلات مخفی و تدارک برای انجام یک سری عملیات آگاهی نداشتید اسم مستعار برای چه؟ اعضای ساده که اسم مستعار ندارند و اینکه شما می دانستید اطلاعاتی که شما می دهید به شوروی داده می شود این هم مانند تساوی در زاویه ای است که هر دو با زاویه سوم مساوی اند.
ملاحظه می کنید درمورد خبر نقل وانتقالات نیروهای افغانستان بعد از اینکه این مطلب را شما به ایشان گفتید خواستند که شما بنویسید هیچ فکر نکردید که این نوشته برای چه هست، درحالی که خودتان صراحتاً اعلام کردید که می دانستید این حزب با حزب شوروی در تماس و ارتباط هست، بنابراین آگاهی از تشکیلات مخفی و آگاهی بر اینکه اطلاعاتی که شما می دهید سری است و این اطلاعات برای دشمن مفید است داشتید.
دشمن هیچ وقت درصدد جلب اطلاعاتی که برایش فایده ندارد نیست این را همه افراد ساده می دانند چه رسد به افراد حزبی و سیاسی.
من استدعا دارم باتوجه به اینکه [دو] اتهام مهم درباره ایشان مطرح است - که اینها هرچند که در این قضیه مرتبط هستند، ولی ازنظر عنوان جزایی مرتبط نیستند - یکی جاسوسی و دیگری عضویت در تشکیلاتی برای براندازی، جداگانه رسیدگی و حکم شرعی را درباره هرکدام صادر کنید.
پس از سخنان دادستان، افضلی در ادامه دفاعیات خود گفت: ... آنچه که از بیانات جناب آقای دادستان در ذهنم مانده جواب می دهم می گویم بنده اگر دیروز درباره عقده حقارت صحبت کردم منظورم آن عقده روانی و حقارتی است که در دوران نوجوانی با یک سرکوب جدید در آن ١٥ یا ١٦ سالگی به من وارد شده بود. من این را یکی از عوامل جواب دادن مساعد آقای خطیب تلقی می کنم ... .
درمورد مدارکی که صحبت فرمودید به عنوان محرمانه و خیلی سری و کلی سری و عرف را مطرح فرمودید در ارتش هم هست و فرمایشات ایشان درست است و من درمورد مطالبی که جناب آقای پرتوی در میان گذاشتم الان به خاطر ندارم. درمورد مسئله سوم که مربوط می شود به وجود تشکیلات مخفی بنده باید صادقانه اعتراف کنم بنده حدس این موضوع را که هست فعلاً وجود دارد می زدم و رسماً وقتی سؤال کردم و جوابی شنیدم این بود چنین چیزی وجود ندارد تا اواخر که شاید نزدیک به عید نوروز سال ١٣٦٢ در همین حدودها وقتی که از ایشان سؤال کردم هم ایشان و هم آقای معزز به شدت تکذیب کردند و به طور رسمی این موضوع را نمی دانستم، ولی خوب احساسش را می کردم.
رئیس دادگاه: بفرمایید بالاخره باتوجه به مسائلی که در جلسه گذشته مطرح شد و مسائلی که آقای دادستان مطرح کردند شما قبول دارید که به جمهوری اسلامی خیانت کرده اید؟
افضلی: عرض کردم وقتی تقاضای عفو و بخشش کردم صرفاً خودم را گناهکار می دانستم، نادم و پشیمانم و این را قبول دارم.
رئیس دادگاه: یکی از اتهامات شما جاسوسی هست قبول دارید که شما جاسوسی کردید به نفع اجانب؟
افضلی: اگر اجازه بدهید این موضوع را به صورت دیگر مطرح کنم. اینکه آقای دادستان اشاره فرمودند