روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٠٥ - روزشمار جنگ دوشنبه ٢ آبان ١٣٦٢ ١٧ محرم ١٤٠٤ ٢٤ اکتبر ١٩٨٣
خدا، آن قدر بی ارزش هستند که جوهر و کاغذی که صرف نام گذاری و ثبت آنها مصرف شده حرام است، و وقتی حمله ایرانی ها شروع شد با اولین برخورد، خودشان و افسرانشان فرار کردند و نه سرکاری وجود داشت و نه افسر، شما خودت بهتر از ما دیدی که چگونه فرار می کنند. وقتی ما [از بالا] درخواست نیرو می کنیم آنها می گویند شما تیپ٦٦ و تیپ٦٥ دارید، ولی نمی دانند اینها ارزش یک فلس را هم ندارند، فرماندهی بالا به ما می گوید چرا تلفات شما زیاد است و بالا رفته است؟ ولی نمی دانند وضعیت اینجا چگونه می باشد، آتش توپخانه و خمپاره دشمن آن قدر زیاد است آدم نمی داند به کدام سوراخ فرار کند.
روزی که به ما حمله شد، من در قرارگاه تیپ٢٩ بودم آن چنان ما را زیر آتش گرفتند که تاریخ ذکر نمی کرد، هرچند الان، فرماندهی کل نیروها مکالمات ما را می شنود، شنود می کند و حتی اگر ما را زندانی کند، این مطالب حقی است که آنها نمی توانند انکار کنند و اگر خود آنها به جای ما بودند نمی توانستند درگیری را هدایت کنند، حتی نمی توانستند با آن شرایط چه کار بکنند، اما آنها جای راحت نشستند و فقط دستورات صادر می کنند و تحلیل های بیجا ارائه می دهند، ولی ما چه کار کنیم ارتشی هستیم، باید دستورات را اطاعت کنیم و باید هم اجرا شود. تنها کاری که فرماندهی برای ما می کند آن است که نیرویی را به عنوان کمکی می فرستد، نه کم و نه زیاد و تنها کار آنها شده بازخواست کردن از افسران رده پایین و آگر آنها جای ما باشند، به خدا حتی یک دقیقه هم نمی توانند مقاومت و ایستادگی کنند. هرچند می دانم مکالمات ما را می شنوند، ولی هر اتفاقی که می خواهد بیفتد بگذار بیفتد و برای ما جز آنکه باید دستور را اطاعت کنیم چیز دیگری نیست. حتی اگر این سربازان یا افسران ذره ای مقاومت می کردند وضع خیلی بهتر بود و این بزرگ ترین مشکل ماست که تا خبری می شود و صدای تیری می آید، داد و فریادشان بلند می شود.[١]
فرمانده لشکر٤: هیچ چیزی چاره دشمن را نمی تواند بکند، مگر توپخانه ها و خمپاره ها و همین دوای آنها می باشد والا هیچ نیرویی و سلاحی چاره آنها نمی شود. دیروز شما دیدید با توپخانه پدر ما را درآوردند، اگر بمباران هوایی نبود که آنها را ساکت کند، نابود شده بودیم.
معاونت سپاه یکم: این طرح دفاعی ضربتی و جلوگیری از نفوذ دشمن، موقت است و تغییر می کند و باوجود نواقص بسیار و راه های نفودی دشمن و عدم هماهنگی یگان ها و حتی مناطق غیرامن برای توپخانه ها، باید تحمل کنیم تا طرح دفاعی جدید ارائه شود.
فرمانده لشکر٤: برادر جان، شما می دانید اکثر قریب به اتفاق سربازان و درجه داران از جنگ بیزار شده اند و افسران خسته و فرسوده شده اند، دیگر دنیا این را می داند. شما خودتان می بینید که فرار چقدر زیاد است و اوضاع روشن است. نیاز به توضیح ندارد. دیروز دیدم اگر توپخانه خوب کار نمی کرد نیروهای بسیج تا انتهای دره های ارتفاع ٢٠٠٠ لری پایین می آمدند.[٢]
[١] غلامعلی رشید در توضیح این موضوع گفت: «آتش توپخانه ما کم است، ولی همین آتش کم، پدرسوخته ها را ازبس ترسو هستند، پدرشان را درآورده توپ بغل قرارگاه می خورد می گویند "وای دنیا سیاه شد!"»
[٢] سند شماره ٤٢٠١/ پ ن مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، صص ١٤ - ١١.