روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٠٣ - روزشمار جنگ سه شنبه ١٥ آذر ١٣٦٢ ١ ربیع الاول ١٤٠٤ ٦ دسامبر ١٩٨٣
شوروی وابسته نبود (حالا جدا از اینکه نمی شد چنین چیزی باشد) وی می خواست که رأساً گرداننده امور خودش باشد. باز هم این اطلاعات، اطلاعاتی بود که به دردش ازنظر سیاسی می خورد.
رئیس دادگاه: آقای افضلی بفرمایید که مسائلی که از بولتن های اداره دوم می آمد و برای ایشان می گفتید اینها جنبه سری داشت یا نداشت؟
افضلی: نخیر، خیلی محرمانه نبود. عرض کردم در اداره دوم بیشتر چند مورد بود که یکی دو سه دفعه درمورد. ...
رئیس دادگاه: بولتن های اداره دوم سری نیست؟
افضلی: سری بود.
رئیس دادگاه: آن جریانی که شما گفتید بروید به روس ها و افغان ها بگویید چه بود؟
افضلی: به صورتی مطرح شده که البته جای دیگر باید گفته می شد.
رئیس دادگاه: خب آقای پرتوی توضیح بدهید.
پرتوی: من وظیفه خود می دانم در اینجا که نه مسئله دفاع از آقای افضلی و نه خودم و نه حزبی که حزب شاید اصلاً دفاع ندارد مسئله این هست که حقیقت روشن شود و درحقیقت دفاع ما از نظام جمهوری اسلامی باشد. بنابراین من سعی می کنم آن طورکه واقعاً هست مطرح کنم مسئله این طور که ایشان درمورد خاصی که شما فرمودید آمدند گفتند که در بولتن اداره دوم یک سری اطلاعاتی است درمورد افغانستان که باید به اطلاع شوروی رسانده شود.
رئیس دادگاه: باید برای دادگاه مشخص شود این مسائلی که شما از یک طرف می گویید که من می خواستم با آمدنم در حزب خدمت کنم و از یک طرف شما اطلاعاتی را می دادید و می دانید که اطلاعات به شوروی می رود و حتی به این آقایان می گویید بروید این مورد را به شوروی بگویید که اگر این چیزها هست استفاده کنند حالا سؤال ما این است که جاسوسی کردن برای شوروی خدمت به انقلاب است؟
افضلی: شما مسئله را طوری مطرح فرمودید که این طوری می شود از آن نتیجه گرفت که بنده می دانستم آقایان جاسوس اند و تماس هایی این طوری دارند که این درست نیست و این مسائل، مسائلی هست که در این اواخر نزدیک عید و در زمستان اتفاق افتاده که خدمتتان گفتم.
رئیس دادگاه: من عرض نمی کنم که شما می دانستید من آن عبارت خودتان را که از آن استفاده می شود که شما نه تنها می دانستید اینها جاسوس شوروی هستند، بلکه می دانستید خودتان هم دارید جاسوسی می کنید این از عبارت خودتان بیرون می آید.
افضلی: بنده وقتی این سؤال را کردم حدس این را زدم که از این اطلاعات ممکن است سوءاستفاده بشود و این است که به جای اینکه جواب بدهم و اطلاعاتی را رسمی رد بکنم، آن طوری گفتم.
رئیس دادگاه: پس شما خودتان می دانستید اینها جاسوس هستند و هم می دانستید خودتان دارید اطلاعات به آنها می دهید؟
افضلی: اواخر سال ١٣٦١، کمی قبل از بازداشت بنده این سؤال ها بود که بنده را به این تفکراتی که عرض کردم واداشت.
رئیس دادگاه: بالاخره قبول دارید که شما می دانستید که این اطلاعات برای شوروی است؟
افضلی: نمی دانستم، اما حدس می زدم ولی درمورد اینکه چه اطلاعاتی را و چگونه به شوروی می دهند اطلاع نداشتم و بنده به عنوان یک عضو ساده حزبی این گمان را می بردم که حزب بالاخره با یک طریق در تماس هست بالاخره نمی شود که ازنظر اطلاعاتی که در جامعه هست یک حزب کمونیست، یک حزب توده کمونیستی، ازنظر سیاسی باهم ارتباط نداشته باشند، یک چیزی است، که تقریباً همه به صورت یک چیز عیان می دانند و نمی شود کتمان کرد مثل این است که بگوییم، به فرض حزب کمونیست ایتالیا با حزب کمونیست شوروی در تماس نیستند، حتماً تماس های سیاسی باهم دارند و این یک چیز طبیعی است و هرکس کتمان بکند یک دروغ بزرگ گفته.