روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤١٨ - روزشمار جنگ شنبه ٧ آبان ١٣٦٢ ٢٢ محرم ١٤٠٤ ٢٩ اکتبر ١٩٨٣
آتش بپوشاند. فقط این جاده است که روی کانی مانگا می آید به سمت دشمن هم جاده ادامه دارد. [جاده موجود در جنوب شیخ گزنشین که از وسط کانی مانگا می گذشت] که به سمت ما نیست. یعنی به سمت دشمن، در دید خودش هست و برای تدارک رسانی و تخلیه مجروح ما مناسب نیست. پس جاده هم که نیست، ما از کجا می توانیم تخلیه مجروح کنیم؟ از کجا تدارک رسانی کنیم؟
صیاد شیرازی: باید از پشت حمله کنید.
همت: نشد. ما الآن می گوییم اگر به تنهایی روی کانی مانگا عمل بشود و روی اینجا [پنجوین و تنگه روکان] عمل نشود، خود کانی مانگا هم تهدید می شود. یعنی نیرو نمی تواند روی آن بایستد. از کدام طرف بایستد؟ دشمن به هر دو سمت دید دارد و می زند.
صیاد شیرازی: یک چیزی بگویید که منطقی باشد. شما دشمن را چطوری حساب می کنید؟ در شیخ گزنشین و ١٩٠٠ عمل می کنید، از چپ و راست آن می زنید، آن وقت از دشمن که داخل دشت است می ترسید؟
همت: بله، می ترسیم. یک گروه تانکش هم که باشد شلیک می کند.
صیاد شیرازی: ما اینجا را جهنمی از آتش می کنیم.
همت: جناب سرهنگ! ما چهار سال است که می جنگیم پس ما تمام جزئیات را حساب می کنیم. یک تانک دشمن مرتب تیر می زند، تیربار دارد. شما والفجر مقدماتی را یادتان رفت؟ بازی دراز را یادتان رفت؟ تیغ بر می کند. ما که یادمان نرفته است. ما می گوییم روز نرویم. اگر یک جناح دست دشمن باشد ما را اذیت می کند. ما فقط یک بار آتش داشتیم و آن هم در والفجر١ بود. آن هم وقتی که حساب کردیم، دیدیم دشمن ٢٠ برابر ما آتش داشته. آن قدر گلوله روی سر ما زد که در تهران آمار شهدا را که گرفتیم، دیدیم ٨٠، ٩٠ درصد بچه ها از اصابت، از ترکش توپخانه و خمپاره شهید شده اند.
صیاد شیرازی: شاید صحیح نباشد که من این را بگویم، ولی می خواهم بگویم که خداوند ما را به حالتی نرساند که به یک حال خاصی برسیم که ناشکری و ناسپاسی حساب بشود.
همت: خدا گفته بکنید ولی باید از روی تدبیر باشد. فرداشب به ما دستور عملیات داده شده است، ولی وقتی که همه چیز به هم بخورد، دیگر اطمینان ما سلب می شود. ما اصلاً دیگر اطمینان نداریم. پیاپی از قرارگاه خاتم الانبیا(ص) یا حمزه به ما ابلاغ بشود، دیگر ما اطمینان نداریم که عمل بکنیم. هرشب طرح ها تغییر می کند. ما به خدا قسم خجالت می کشیم پیش فرمانده گردان و گروهان و تیپ حرفی بزنیم، از بس به آنها رمز ابلاغ کردیم. آنجا [دربندیخان] هم همین طور شد. آنجا هم شما و برادر شمخانی آمدید. تاریخ هشتم را برای عملیات اعلام کردید و ما همه چیز برای پای کار آماده کردیم، بعد آمدید نشستید بحث مانور مجدد کردید. الآن ابلاغ شده که فرداشب عملیات کنیم، دوباره می آیید همه چیز را به هم می زنید.
صیاد شیرازی: یعنی شما هرطور که می خواهید عمل کنید، کسی حق ندارد به شما چیزی بگوید؟
همت: این دخالت در مانور است. شما مگر نمی گویید کانی مانگا مال مانور فلان لشکر است؟، پس آن لشکر خودش حق دارد که روی کانی مانگا بچیند و نباید دخالت در مانور بشود. اگر قرارگاه روی مانور ایرادی دارد، می نشیند روی جزئیاتش بحث مانور می کند. بحث دیشب این بود که روی جاده آسفالت و تنگه [روکان] دقیقاً عمل بشود ولی الآن تنگه را حذف می کنید. جاده آسفالت و قله ١٨٣٠ را حذف می کنید، سنگ معدن را حذف می کنید و روی یک یال کانی مانگا می خواهید عمل بکنید، خب نمی شود. بعد می گویید وقتی کانی مانگا تصرف شد، از پشت آن، روی جاده آسفالت بیاییم. ما می گوییم مانور اشتباه شده است.
صیاد شیرازی: تا شما به ما اعتمادی نداشته باشید، ما با شما صحبت نداریم.
همت: جناب سرهنگ ما شما را دوست داریم. ما می گوییم دستورات لوث نشود.
صیاد شیرازی: نه، برای شما این همه صحبت کردم، هیچ فایده ای ندارد و من متأسفم، این طوری کار ما پیش نمی رود و خداوند عاقبت ما را به خیر کند.
همت: من می گویم لشکر، پنج ماه است که بیکار است. می توانسته تا حالا دو عملیات انجام بدهد. هر