روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٠٢ - روزشمار جنگ سه شنبه ١٥ آذر ١٣٦٢ ١ ربیع الاول ١٤٠٤ ٦ دسامبر ١٩٨٣
رئیس دادگاه: پس به هرحال شما اطلاعات سری به ایشان می دادید یا نمی دادید؟
افضلی: من تا آنجا که الآن یادم هست چیزی سری ندادم. حداکثر همین چیزی بوده که عرض کردم در ردة خیلی محرمانه باید باشد.
رئیس دادگاه: پس حداقلش سری بوده است.
افضلی: اگر موضوع مطرح بشود شاید بشود موضوع را شکافت.
رئیس دادگاه: شما آقای پرتوی نظرتان راجع به اطلاعاتی که ایشان می داد چیست؟
پرتوی: من از اینجا شروع بکنم که آنچه ایشان گفتند درمورد اطلاعاتی که راجع به حزب داشتند تقریباً درست است به این ترتیب که ارتباط ما با ایشان یک طرفه بوده، ایشان نه من و نه آقای معزز را به اسم و مشخصات اصلی نمی شناختند و مسئولیت حزبی ما را نمی دانستند و فقط می دانستند که بالاخره در این فضا کار می کنیم، به معنی فضای مخفی در حزب ... درمورد اطلاعاتی که ایشان می دادند، این اطلاعات متنوع بود و بعضی اطلاعات سیاسی و بعضی نظامی بود اطلاعات نظامی که ایشان می دادند همین طور که گفتم اکثراً اطلاعاتی بود که بعد از جریانی که اتفاق می افتاد ایشان خبر می دادند که فلان اتفاق افتاده فی المثال به خصوص کار ایشان درمورد مسائلی بود که در خلیج فارس می گذشت و دررابطه با جنگ و اقدامات درواقع تجاوزکارانه و تخریبی عراق بود که ایشان می دادند البته من درمورد آن رده بندی سری یا غیرسری که در ارتش معمول است چون من اطلاعات ندارم، وارد نمی شوم ولی آنچه که گمان می کنم این است که اطلاعاتی که ایشان می دادند سری به معنای اینکه امنیت کشور را به خطر بیندازد، نبود، طبقه بندی ازنظر معمول ارتشی سری هم طبقه بندی بشود از طرف دیگر این را هم فرض کنیم اطلاعاتی که ایشان از ارتش می دادند اطلاعاتی که به کار براندازی بیاید مطلقاً نبود، به معنی اینکه مسئله براندازی اصلاً مطرح نبود یک مسئله درازمدت در آینده بود. بنابراین، این مسئله مطرح نبود ولی اطلاعاتی که احیاناً یکی دو مورد اطلاعات خاصی که ایشان گفتند، اگر لازم است در جلسه خصوصی گفته بشود که درواقع مورد درخواست شوروی بوده و ما از او خواستیم. البته به او نگفتیم شوروی می خواهد. ولی درواقع مشخص بود که این اطلاعات به درد حزب نمی خورد و تنها به درد شوروی می خورد این مشخص بود که از ایشان خواستیم که ایشان هم پاسخ هایی دادند. آن هم اگر لازم بشود گفته می شود و در سایر مسائل سایر اطلاعاتی که ایشان می دادند اطلاعات روز بود در ارتش یا خارج از ارتش درواقع در سطح بالای کشور که من شخصاً همیشه تأکید داشتم و این تأکید را آقای کیانوری به من می کردند که اطلاعاتی را که در واقع حزب احتیاج داشت که به بینش سیاسی حزب کمک کند تجزیه وتحلیل درست بکند هم از اوضاع کشور و هم از موضع گیری ها و گرایش های شخصیت های طراز اول کشور (البته اینکه بعد از این گونه اطلاعات، تحلیل های حزبی که براساس این اطلاعات استوار می شد به شوروی داده می شده این مسئله جداگانه ای است) و آقای کیانوری در جریانش بوده و این مسئله را دیگر آقای افضلی هیچ گونه اطلاعی نداشته است.
رئیس دادگاه: به طورکلی اطلاعاتی که ایشان می داد اطلاعاتی بود که اگر حالا به درد براندازی نمی خورد به درد روس ها که می خورد؟
پرتوی: عرض کردم در دو سه مورد خاص، مطلقاً آنها از حزب خواسته بودند و ما از ایشان خواستیم بدون اینکه بگوییم آنها خواستند ولی مشخص بود یعنی ایشان که این را دریافت می کردند (درخواست را) می توانستند تشخیص بدهند که این به درد حزب نمی خورد و حتماً به درد شوروی می خورد و موارد دیگر اطلاعات قطعاً این طور نیست که من این را بگویم که از اینکه چه اطلاعاتی به شوروی داده می شود اطلاع نداشتم. اینها را بعد از دستگیری متوجه شدم چون این گونه اطلاعات را به آقای کیانوری می دادند و بعد ایشان که مجموعه اطلاعات از تشکیلات مخفی غیر ارتشی، ارتشی، با شبکه علنی حزب از هر کجا که می آمد پیش ایشان، خودشان تصمیم می گرفتند که کدام اطلاعات را دراختیار شوروی ها قرار دهند. بدین ترتیب ایشان اطلاع نداشتند که این اطلاعات را ما برای حزب می خواهیم یا نه، چون اطلاعات سیاسی و درواقع سیاسی نظامی بود به این ترتیب که یک حزب را در جریان مسائل مختلف جاری کشور قرار می داد و به این ترتیب اگر حزب واقعاً یک حزبی بود که به