روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٠١ - روزشمار جنگ سه شنبه ١٥ آذر ١٣٦٢ ١ ربیع الاول ١٤٠٤ ٦ دسامبر ١٩٨٣
فکر می کردم که ایشان هم یک فرد ساده حزبی است مثل من. من فکر می کردم که اعضاء بایستی سابقه خیلی طولانی داشته باشند و جناب جوادی را هم - که اسم ایشان را پس از بازداشت متوجه شدم که آقای محمد معزز است - و در دوران فعالیتم آن چیزی را که من دنبال می کردم بیشتر این بود که بتوانم یک اطلاعاتی را به حزب بدهم که از روی آن یک تحلیل سیاسی صحیح به وجود بیاید که آن اشتباهی را که منافقین کردند درمورد حزب به وجود نیاید که از هر طرف، خب ازطرف جمهوری اسلامی تعداد زیادی شهید و ازطرف آنها تعداد زیادی کشته و بالاخره جوانان این مملکت بودند.
از مسئله جاسوسی که حضرت عالی سؤال فرمودید و جزو کیفرخواست برضد بنده نوشتید، بنده تا تقریباً نزدیکی های عید ١٣٦١ فکری را که ممکن است چنین چیزی باشد و در نظر خودم باور نمی کردم یکی دو سه تا سؤال مطرح شد که این دو سه تا سؤال مرا به شک وادار کرد و پس از بازداشت رهبران حزب بیشتر در من این مسئله به وجود آمد که ممکن است که از حسن نیت و شاید از چیزهایی که ما پیش خودمان و در درون خودمان ساخته بودیم که بله ما یک آمال های بسیار خوبی داریم، انسانی است، می خواهیم خدمت بکنیم سوءاستفاده شده و از آن استفاده های نامشروع به عمل آمده است. به همین خاطر، در سفری که حضرت ریاست جمهوری به بندرعباس در فروردین ماه ١٣٦٢ انجام دادند که بنده هم همراه ایشان بودم در حین بازدید از کارخانجات بندرعباس در کنار حوض خشک (جایی است که کشتی ها را تعمیر می کنند) بنده از ایشان استدعا کردم که بنده خسته شدم اگر اجازه بفرمایید بازنشست شوم و از خدمت در ارتش مرخص شوم. به هرحال آن چیزی را که من ازلحاظ نظامی ممکن است به حزب داده باشم بیشترش چیزهایی است که پس از وقوع بوده است.
دو موضوع مهم را در تمام این دوران دو سالی که بنده با آقایان بودم از بنده سؤال کردند که این دو تا موضوع را همان طورکه در پرونده منعکس است به یک طریق خاصی از دادن جواب خودداری کردم، منتها بدون اینکه بگویم نمی دهم یا نیست البته من از ذکر این نام دو موضوع باتوجه به اینکه ممکن است اشکالاتی برای مملکت پدید بیاورد به طور علنی خودداری می کنم و استدعا می کنم در یک جلسه خصوصی این دو موضوع را خدمت شما عرض بکنم. غیر از این، من در طول فعالیتم در سازمان حزب اطلاعاتی نظامی را که قابل استفاده و بهره برداری در امر جاسوسی یا در امر براندازی باشد به حزب ندادم. به این صورت است که بنده نه پادگانی و نقشه ای و نه طرحی چه عملیاتی و چه لجستیکی چیزی را به حزب ندادم، آن چیزهایی را که بیشتر در جلسات مطرح می شد بیشتر جنبه های کلی تحلیلی ازنظر مسائل سیاسی داشت و همان طورکه خدمتتان عرض کردم و رهنمود حزب هم در حداقل یک سال آخر بیشتر به بنده این بود که شما با زعمای قم بیشتر تماس بگیر که در سطح بالای مملکت چه تغییر و تحولاتی در جریان است.
بیشتر منظور این بود که آیا گرایش راست در ایران می چربد یا جمهوری اسلامی همین طور که شعار نه شرقی، نه غربی خودش را داده است، نه شرقی و نه غربی باقی بماند. مثلاً صحبت سر نخست وزیری آقای عسگراولادی بود که اغلب آقایان در جریان هستند و در آن رابطه اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران چه تصمیمی درمورد حزب توده دارد. آیا فعالیت علنی حزب را اجازه خواهد داد؟ آیا اجازه نخواهد داد؟ که درمورد این دو موضوع چیز قابل ارزشی بنده نتوانستم کسب بکنم. این است که بنده خودم را باتوجه به اینکه ملعبه دست و یا مورد سوءاستفاده قرار گرفتم حالا مقصر می دانم. ...
رئیس دادگاه: شما فرمودید که اطلاعات شما جنبة سری نداشته؟
افضلی: جنبة نظامی را که قابل ارزش باشد نداشته است. مثلاً شما در نظر بگیرید در ارتش برای طبقه بندی مکاتبات با موضوعات روشی هست ولی هرکسی به میل و سلیقه خودش اینها را می گذارد. ...
رئیس دادگاه: ... آیا این اطلاعاتی که به ایشان می دادید همه اش سری بود یا بعضی سری و بعضی غیرسری بود؟
افضلی: همان چیزهایی که خدمتتان گفتم همین موضوع کشتی ها، خارک و غیره بود ولی طرح عملیاتی از نیروی دریایی را خیر.